سایت خبری بانوی سبز

تاریخ شمسی :
چهارشنبه - ۲ مرداد - ۱۳۹۸
تاریخ قمری :
الأربعاء / 22 ذو القعدة / 1440
تاریخ میلادی :
Jul 24 2019
ساعت :

بانوی سبز سایت خبری مخصوص بانوان

.مجموعه بانوی سبز با ارائه مطالب خبری،تخصصی و تفریحی و توجه به نیازها و دغدغه های بانوان توانسته جایگاه خوبی را در میان بانوان ایرانی بدست آورد.

بانوی آشپزخانه

دنیایی کودکان

بانوی روز

بانوی خانه

دین و زندگی

سرگرمی

مد روز

بانوی موفق

 

 

ساعت هوشمند 

ساعت هوشمند سامسونگ

 سال ها قبل، وجود یک گجت کوچک که بر روی مچ دست بسته شود و بتواند با ما ارتباط برقرار کند رویایی بود که فقط در فیلم ها و کارتون های تخیلی مشاهده میکردیم. اما چند سالی است که این رویا با وجود ساعت های هوشمند به واقعیت تبدیل شده و روز به روز نیز به پیشرفت های بیشتری میرسد.

ساعت هوشمند بعدی سامسونگ احتمالاً شما را از روی رگ‌هایتان خواهد شناخت

روزی نیست که خبرهای فناوری را مرور کنیم و به اختراع جدیدی بر نخوریم، سامسونگ نیز که توانسته در چند سال اخیر خود را به عنوان طلایه‌دار فناوری‌های نوین معرفی کند همیشه پَتِنت‌های جالبی را به نام خود ثبت می‌کند، این بار شاهد اختراعی بودیم که اجازه می‌دهد ساعت هوشمند بعدی سامسونگ از روی رگ‌های کاربر هویت وی را شناسایی کند.

 

هما‌ن‌گونه که اشاره شد، سامسونگ پتنتی را به نام خود ثبت کرده که بوسیله آن مالک ساعت هوشمند از طریق رگ‌هایش شناسایی شود. شناسایی هویت کاربر از طریق رگ‌ها ممکن است در نگاه اول پیچیده به نظر برسد؛ اما جالب است بدانید این فرآیند چندان هم پیچیده نیست و شباهت زیادی به فرآیند تشخیص کاربر توسط اسکن اثر انگشت دارد، در این فرآیند ابتدا رگ‌های کاربر توسط سنسور به خصوصی شناسایی شده و سپس برای دفعات بعدی هویت کاربر مشخص می‌شود. اسکن رگ‌های کاربر توسط فناوری شبیه به اسکن مادون قرمز صورت می‌گیرد، به این ترتیب با شیوه به خصوصی ترکیب قرار گرفتن رگ‌های کاربر شناسایی می‌شود.

 

ساعت هوشمند 

اسکن رگ‌های کاربر توسط فناوری شبیه به اسکن مادون قرمز صورت می‌گیرد

 

اگر از طرفداران فناوری‌ باشید و اخبار پتنت‌های ثبت شده توسط سامسونگ را دنبال می‌کنید بدون شک به خاطر دارید که پیش از این سامسونگ پتنتی را برای شناسایی کاربر توسط ضربان قلب به ثبت رسانده بود. این پتنت‌ها و ایده‌های مطرح شده بدون شک نوید جایگزین شدن راه‌های تشخیص هویتِ کاربرِ فعلی با شیوه‌های بیومتریک جدید را دارد، از طرف دیگر ابداع این راه‌ها باعث می‌شود سازندگان تجهیزات هوشمند برگ برنده بیشتری برای تبلیغ در خصوص محصولات تراز اول خود داشته باشند، ذکر این نکته نیز لازم است که فناوری‌های پوشیدنی با توجه به اینکه در تماس بیشتری با بدن انسان هستند شرایط بهتری را برای تشخیص هویت کاربر ایجاد می‌کنند.

 

به این ترتیب باید دید در آینده کدام یک از این فناوری‌هایِ تشخیصِ هویتِ کاربر در ساعت‌های هوشمند آینده مورد استفاده قرار می‌گیرد و مهم‌تر از آن آیا این فناوریِ جدید سامسونگ خواهد توانست به اهرمی جهت فروش بیشتر ساعت‌های هوشمند آینده این شرکت تبدیل شود؟

 

 

منتشرشده در خلاقیت و اختراع

 

طراحی منحصر به فرد این چمدان هوشمند موجب دوام و سختی آن شده است

 مسافرت هوایی به تنهایی و بدون طی مسافت‌های طولانی در ایستگاه‌های بزرگ و به دنبال کشیدن یک چمدان به اندازه‌ی کافی استرس‌زا هستند. در سال‌های اخیر تلاش‌های متعددی برای تسهیل این وضعیت انجام شده مثل ساخت اسکوترهای تاشو و کیف‌هایی که گوشی هوشمند صاحبشان را دنبال می‌کنند.

نخستین چمدان هوشمند جهان

آیا از جمع کردن چمدان چهار گوش خود خسته شده‌اید؟ نگران نباشید Néit چمدان جدیدی با قابلیت مسطح شدن و جمع شدن تولید کرده تا شما به راحتی آن را در هر مکانی قرار دهید.

این چمدان هوشمند را می‌توان به راحتی تا کرد و در گنجه با قلاب مخصوص آویزان و یا آن را در زیر تخت پنهان کرد. طراحی منحصر به فرد این چمدان هوشمند موجب دوام و سختی آن شده است. چرخ‌های این چمدان دارای چرخش 360 درجه بوده تا حمل و نقل آن نیز آسان و راحت باشد.

 

این چمدان هوشمند دارای سیستم رزرو هتل، نقشه مسافرت و اطلاعاتی از این قبیل است

 

اندازه آن از واژگون شدن به میزان 30 درصد جلوگیری کرده و همچنین وسایل درون آن تا 70 درصد در جای خود باقی می‌مانند. چرخ‌های این چمدان هوشمند براحتی در مواقع ضروری جدا شده و از دیگر ویژگی‌های منحصر به فرد آن اپلیکیشن گوشی هوشمند و قابلیت GPS آن است که از دزدیده و یا گم شدن پیشگیری می‌شود. همچنین چمدان مذکور دارای سیستم رزرو هتل، نقشه مسافرت و اطلاعاتی از این قبیل است.

این چمدان هوشمند برای افرادی که عاشق سفر هستند بهترین گزینه خواهد بود.

 

منتشرشده در خلاقیت و اختراع
چهارشنبه, 25 مرداد 1396 20:30

ابداع صندلی پوشیدنی برای جراحان!

 

 

صندلی پوشیدنی Archelis به طور خاص برای جراحان طراحی شده است

 در بسیاری از مشاغل فرد مجبور است که برای ساعت های طولانی پشت میز خود بنشیند و به خاطر خطراتی که این امر می تواند برای سلامتی مان داشته باشد، بسیاری به دنبال راهکارهای جایگزین برای حل معضل پشت میز نشینی بوده اند.

ابداع صندلی پوشیدنی برای جراحان توسط ژاپنی‌ها

معمولاً کارمندان بخش IT در هنگام کار به سمت کامپیوتر یا لپ‌تاپ قرار می‌گیرند، تعداد کمی از آن‌ها حاضرند برای اینکه تمام روز در حالت نشسته نباشند، پشت میزهای بلند بایستند. با اینکه مشاغل زیادی وجود دارد که کارکنان بیشتر در حالت ایستاده هستند، احتمالاً یکی از دشوارترین آن‌ها جراحی است که در آن جراحان مجبور به ایستادن برای ساعت‌های طولانی می‌شوند.

 

یک صندلی پوشیدنی به نام Archelis (به معنی صندلی متحرک در ژاپنی) به طور خاص برای جراحان طراحی شده است و به آن‌ها اجازه می‌دهد در هنگام کار بنشینند و از خستگی جراحی‌های چالش‌برانگیز که به زمان طولانی نیاز دارند در امان بمانند. این صندلی برای بخش پزشکی طراحی شده است، اما برای هر شغل دیگری که فرد در آن باید ساعات طولانی بایستد قابل‌استفاده خواهد بود.

 

Archelis توسط کارخانه تولید قالب Nitto که در یوکوهامای ژاپن قرار دارد در همکاری با مرکز مهندسی پزشکی دانشگاه Chiba، شرکت طراحی Hiroaki Nishimura و تکنولوژی پلیمر ژاپن ساخته شده است. 

 

منتشرشده در خلاقیت و اختراع
چهارشنبه, 25 مرداد 1396 20:30

دوش حمام هوشمند با لامپ های LED

 

از زمان کودکی به کودکان آموزش داده می شود تا در حین مسواک زدن، شیر آب را ببندند. از آنجایی که مسائل بهداشتی ما را ملزم می کنند تا در طول روز 20 مرتبه و هربار 20 ثانیه دست های خود را بشوییم، صرفه جویی در مصرف آب تبدیل به امری مهم می شود. در این راستا به منظور کاهش هدر رفتن آب در حین استحمام، ابزار جدیدی ابداع شده است.

ساخت دوش هوشمند حمام با لامپ های LED

یک شرکت اروپایی با استفاده از لامپ های LED در دوش حمام سیستم هشدار دهنده هوشمندی را برای صرفه جویی در مصرف آب حمام ابداع کرده است.

طی سال های گذشته برای صرفه جویی در آب حمام شیوه های متعددی از جمله تصفیه و استفاده مجدد از آب و افشاندن آب ابداع شده است اما این بار یک شرکت اروپایی اقدام به استفاده از لامپ های LED بعنوان سیستم هشدار دهنده در دوش حمام کرده است.

 

در همین حال شرکت «Hydrao» سازنده این دوش های هوشمند با استفاده از لامپ های LED در طیف مختلفی از رنگ ها اقدام به ساخت نوعی سیستم صرفه جویی در آب حمام کرده است، ضمن اینکه انرژی این لامپ ها از طریق قرار گرفتن آب در داخل دوش تامین می شود و نیازی به باتری نیست.

 

همچنین زمانی که این دوش هوشمند شروع به کار می کند، طیفی از رنگ سبز نمایان می شود و هنگامی که مصرف آب به ۱۰ لیتر می رسد، رنگ آن آبی و با رسیدن مصرف آب به ۳۰ لیتر رنگ آن نارنجی و زمانیکه مصرف آب به ۵۰ لیتر برسد، رنگ قرمز نمایان می شود.

این دوش هوشمند قابلیت کانکت به بلوتوث را دارد تا میزان مصرف آب و رنگ بندی نورها را بر اساس سلیقه کاربر طراحی کند.

 

منتشرشده در خلاقیت و اختراع
سه شنبه, 24 مرداد 1396 00:00

بیوگرافی هدیه تهرانی

 

 

هدیه تهرانی طبق گفه های خودش, هیچ وقت به صورت جدی و عاشقانه پی گیر بازیگری نبوده است ولی به هرحال برایش جذابیت داشته است .جذابیتی که دنیای نمایش به هرشکلش برای همه دارد .پدر هدیه تهرانی به گفته خودش خیلی فیلم می‌دیده وهمیشه اورا هم با خودش به سینما می‌برده است .در ضمن پدرش جسته گریخته کار تئاتر هم می‌کرده است .جالب است بدانید مادربزرگ او در سی سالگی دریک فیلم هم بازی کرده است .

 اگر همه چیز آن طور که باید پیش می‌رفت احتمالا نخستین فیلم کارنامه‌ هدیه تهرانی «چای تلخ» به کارگردانی ناصر تقوایی می‌شد.

وقتی فیلم «سلطان» در سینما آزادی روی پرده رفت، تنها یک نفر در سالن قدیمی این سینما حضور داشت که دلش می‌خواست از زور خجالت برود زیر صندلی که رویش نشسته و تا پایان فیلم و خالی شدن سالن از زیر صندلی بیرون نیاید.

 

همه در سالن سینما محو دلدادگی سلطان بودند، اما هدیه تهرانی خیلی از آنچه که روی پرده سینما می‌دید خوشش نیامده بود. این‌ها را البته چند سال بعد به زبان آورد، آن هم در گفت‌وگو با نیما حسنی‌نسب.

 

 سال ۱۳۸۳ در نظرخواهی مجله فیلم هدیه تهرانی به عنوان یکی از پنج بازیگر برتر سینمای ایران انتخاب شده بود، آن موقع از حضورش در سینمای ایران تنها هشت سال گذشته بود و در این هشت سال او ۱۷ فیلم سینمایی بازی کرده بود، مسعود کیمیایی، ناصر تقوایی، فریدون جیرانی، بهروز افخمی، بهمن فرمان‌آرا، احمدرضا درویش و ... کارگردان‌های مطرحی بودند که در همین فاصله کوتاه تهرانی مقابل دوربین‌شان به ایفای نقش پرداخته بود.

 

  نخستین سیمرغش را هم به خاطر بازی در فیلم «قرمز» آن هم درست یک سال پس از آغاز دوران بازیگری‌اش (سومین فیلم کارنامه کاری‌اش) گرفته بود.

 

 او در اوج محبوبیت بود، هم در سینما و هم بین مردم. پیشنهادهای بازیگری زیادی داشت، اما سخت می‌گرفت و کم بازی می‌کرد و گاهی حتی ترجیح می‌داد سرش را با کارهای دیگری گرم کند. 

 

ماجراهای بازیگر شدن یک ستاره

نخستین فیلمی که هدیه تهرانی در آن به ایفای نقش پرداخت، فیلم «سلطان» بود که سال ۱۳۷۵ ساخته شد.

 

آن موقع هدیه تهرانی ۲۴ سال سن داشت، اما اگر همه چیز آن طور که باید پیش می‌رفت احتمالا نخستین فیلم کارنامه این بازیگر می‌شد، فیلم «چای تلخ» که اتفاقا هیچ واسطه‌ای هم این وسط نبود که او را به ناصر تقوایی معرفی کند.

 

هدیه تهرنی به گفته خودش با تقوایی و اکبر عالمی فامیل و آشنا بوده و به همین خاطر در ۲۰ سالگی ناصر تقوایی به او پیشنهاد بازی در «چای تلخ» را می‌دهد، اتفاقی که نمی‌افتد.

 

تهرانی در این فاصله کارهای مختلفی انجام می داده و از این شاخه به آن شاخه می‌‌پریده، یک روز سرگرم واردات و صادارت می‌شده و یک روز مربیگری شنا را تجربه می‌کرده.

 

 دکوراسیون داخلی هم برایش جذابیت‌های خاص خودش را داشته و حتی یک زمانی تصمیم گرفته که برای یاد گرفتن کامل این حرفه راهی آلمان شود و در این کشور طراح داخلی بخواند، اما همه چیز دست به دست هم داده تا او بالاخره بازی در سینما را تجربه کند.

 

دیدارش با محمدرضا شریفی‌نیا و آزیتا حاجیان خیلی تصادفی رقم می‌خورد، در فروشگاه باغ با دستی شکسته همراه دوستش و مادرش می‌چرخیده که متوجه نگاه آزیتا حاجیان و شریفی‌نیا می‌شود.

 

 حدس هم می‌زند (بر اساس تجربه‌هایش) که چند دقیقه بعد یکی از این دو نفر به او پیشنهاد بازیگر شدن می‌دهند، چند دقیقه بعد همین اتفاق می‌افتد، حاجیان از همسرش جدا می‌شود، به سراغ او می‌آید و می‌پرسد: «دوست داری بازیگر شوی؟» تهرانی جواب می‌دهد، نه.

 

شریفی‌نیا شماره مادر دوست تهرانی را می‌گیرد و بعد از آن روز تماس‌ها شورع می‌شود، نتیجه این تماس‌های معرفی به دفتر «هدایت فیلم» مرتضی شایسته است و پیشنهاد بازی در فیلم «روز واقعه» به کارگردانی شهرام اسدی.

 

او زیر دست عبدالله اسکندری گریم می‌شود، عکس می‌گیرد و یک متن را هم برای تست صدا و بازی می‌خواند، اما همان موقع از این نقش خوشش نمی‌آید، دلیلش هم کوتاهی نقش و دیالوگ‌های کم آن بوده.

 

هدیه تهرانی آنقدر باهوش بوده که می‌دانسته برای حضور در پرده سینما و ادامه آن برای نقش اول به چیزی بیشتر از چند دقیقه حضور و چند دیالوگ احتیاج دارد.

 

رقم دستمزدی که برای روز واقعه به او پیشنهاد می‌شود ۱۰۰ هزار تومان است. رقمی که قید گرفتن آن را می‌زند و نقش را قبول نمی‌کند. با این حال اما عکس‌ها و فیلم تست‌هایش در دفتر هدایت فیلم باقی می‌ماند. 

  

در این فاصله یک اتفاق عجیب برایش می‌افتد. او در یک تصادف آسیب می‌بیند و چند دقیقه هم می‌میرد، این را بعدها که به هوش می‌آید همراهان و کادر پزشکی به او می گویند. تصادف آنقدر سنگین بوده که ماه‌ها او را بستری می کند.

 

بعد هم کارش به راه رفتن با واکر می‌رسد، در این مدت مهرجویی سرگرم انتخاب بازیگران فیلم «لیلا» بوده که آن موقع «یک داستان واقعی» نام داشته. دست بر قضا هم مدرسه‌ای هدیه تهرانی در شهرک اکباتان، آناهیتا همتی، گذرش به دفتر مهرجویی می‌افتد.

 

در فرم ثبت نام مقابل آدرس می‌نویسد، اکباتان و همان جا از او می‌پرسند کسی به اسم هدیه تهرانی را در اکباتان می‌شناسد و او هم پاسخ مثبت می‌دهد.

 

تماس‌ها دوباره شروع می‌شود. او چند روز بعد به دفتر مهرجویی می‌رود، فیلمنامه را مهرجویی برایش تعریف می‌کند و چند عکس هم از او می‌گیرد. مهرجویی از او می‌پرسد که چرا اینقدر چاق شده و تهرانی می‌گوید که داروی کورتن در زمان بهبودی مصرف می‌کرده و همین باعث شده ۱۵کیلو اضافه وزن پیدا کند.

 

از دفتر که بیرون می‌آید قید بازی در این فیلم را هم می‌زند، چون برایش قابل هضم نبوده که یک مرد زن‌دار به خاطر نازا بودن همسرش به فکر ازدواج دوباره بیفتد، خودش بعدها گفته اگر موقعیت‌سنجی داشته حتما باید این نقش را قبول می‌کرد، اما آن موقع قبول نمی‌کند. ولی وزنش را کم می‌کند.

 

پیدا شدنش پس از یک مدت ناپدید شدن باعث می‌شود تا چند ساعت پس از بیرون آمدن از دفتر مهرجویی آقای رخشا با او برای بازی در فیلم «بودن یا نبودن» کیانوش عیاری تماس بگیرد. قرارها گذاشته می‌شود۷ در ملاقات حضوری رخشا به او می‌گوید که خوشحال است سالم  و سلامت می‌بیندش چون می‌ترسیده آن تصادفی که وصفش را شنیده منجر به نقص عضو او شده باشد.

 

بعد عیاری را می‌بیند و فیلمنامه را می‌خواند و می‌پسندد. کار تحقیق را آغاز می‌کند و به سراغ بیماران قلبی هم می‌رود، چون قرار بوده نقش دختری را بازی کند که بیماری قلبی دارد. اما بازی در این فیلم هم به نتیجه نمی‌رسد و دست آخر زنده یاد عسل بدیعی در این نقش ظاهر می‌شود.

 

پس از این ماجرا یک روز دستیار مسعود کیمیایی با او تماس می‌گیرد. سامان مقدم پس از یک صحبت کوتاه گوشی را به مسعود کیمیایی می‌دهد و کیمایی با هدیه تهرانی صحبت می‌کند، قرار می‌گذارد واو هم بالاخره این فیلمنامه را می‌پذیرد.

 

 سال ۱۳۷۵ برای نخستین بار در یک فیلم آن هم در نقش اول ظاهر می‌شود. نتیجه برای خودش دلچسب نیست، اما سکوی پرش خوبی برای آینده او می‌شود.

 

 بلافاصله موج پیشنهادها آغاز می‌شود. سال بعد (۱۳۷۶) او در سه فیلم باز می‌کند و در این بین برای بازی در «قرمز» فریدون جیرانی نخستین سیمرغ دوران بازیگری‌اش را به دست می‌آورد.

 

سال ۱۳۷۷ بهروز افخمی به سراغ ساخت فیلمی می‌رود که حالا از آن به عنوان یک تابوشکنی در سینما نام برده می‌شود.

 

برای ایفای نقش اول زن افخمی هدیه تهرانی را انتخاب می‌کند و هدیه تهرانی هم به این پیشنهاد جواب مثبت می‌دهد تا نقش یک زن مستقل را در فیلم «شوکران» ایفا کند، «شوکران» بلافاصله بعد از اکران به نقطه عطف کارنامه بازیگری او تبدیل می‌شود.

 

در همین سال او در فیلم دیگری هم بازی می‌کند. «سیاوش» به کارگردانی سامان مقدم و «دست‌های آلوده» کار سیروس الوند.

 

جدال با رسانه‌های زرد

هر چقدر کار تهرانی روی پرده سینما می‌گیرد، حاشیه‌هایش هم زیاد می‌شود. نشریات به دنبال کردن خبرهای او علاقه نشان می‌دهند، او تمایلی به مصاحبه نشان می‌دهد. کار خبرسازی در مورد او به جایی می‌رسد که ظرف یک سال ۸ بار خبر ازدواج و طلاق او با افراد مختلف منتشر می‌شود.

 

 سال‌ها بعد تهرانی درباره این ماجراها به مجله فیلم می‌گوید اگر من در عالم واقع بخواهم ظرف یک سال چند ازدواج داشته باشم چطور می‌توانم با 10 نفر در یک سال ازدواج کنم و بعد طلاق بگیرم.

 

اصلا از لحاظ زمانی امکان پذیر نیست که من از یک نفر طلاق بگیرم  زمان شرعی «عده» را بگذرانم  بعد دوباره ازدواج کنم؟ آن هم 10 بار در یک سال (نقل به مضمون)

 

در این مدت تا دلتان بخواهد هدیه تهرانی به نوشته نشریات زرد، زن این و ان شد، یکی از این شوهر ها علی انصاریان مدافع وقت تیم فوتبال پرسپولیس بود. تهرانی حتی حوصله  تکذیب این خبرها را هم نداشت ، خودش می گفت، تکذینب کنم که چه بشود؟ فرا بردارند تیتر بزنند هدیه تهرانی خبر ازدواجش را تکذیب کرد.(نقل به مضمون) 

 

 در این دوره حاشیه‌ها دست از سر او برنمی‌دارند، اما گاهی خودش هم برای خودش حسابی حاشیه می‌سازد. روی کار آمدن دولت نهم و حضور اسفندیار رحیم‌مشایی در راس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، بزرگترین حاشیه عمر این بازیگر را رقم می‌زند.

 

او تصمیم می‌گیرد نمایشگاه عکسی با موضوع آب برپا کند و رحیم مشایی هم قول می‌دهد که اسپانسر این نمایشگاه باشد، انتشار عکسی از او و رحیم‌مشایی که کنار هم در یک سالن اجرای برنامه نشسته‌اند، باعث می‌شود شایعه‌های زیادی در مورد ارتباط این دو نفر روی زبان‌ها بیفتد، حتی برخی پای عقد موقت را وسط می کشند و می گویند رحیم مشایی، او را صیغه کرده.

 

نمایشگاه برگزار می‌شود ، روز اول افتتاحیه حضور مردم برای دیدن هدیه تهرانی رکوردشکن می‌شود و در نهایت او می‌ماند و بدهی‌های نمایشگاه، رحیم مشایی قولش را عملی نمی‌کند و هدیه تهرانی ‌می‌ماند و طلبکارها. کار به شکایت و دادگاه و حتی بازداشت موقت هم می‌کشد و حاشیه‌های این اتفاق دامن او را می‌گیرد.

او عکاسی را در ظاهر ول می‌کند و می‌چسبد به بازیگری اما تعداد نقش‌ها و انتخاب هایش روز به روز کمتر می‌شود.

 

خانم ورزشکار

هدیه تهرانی به ورزش علاقه زیادی دارد. روزی که شریفی‌نیا او را در فروشگاه باغ می‌بیند، او با دستی شکسته در فروشگاه حضور داشته، دلیل آن هم ورزش و مربیگری شنا بوده اما از مقطعی به بعد ورزش رزمی «تای چی» را جدی می‌گیرد، حسابی تمرین می‌کند و چهره بودنش باعث می‌شود در این رشته هم زود به مقام و پست دست پیدا کند.

 

 در فدراسیون ووشو، تهرانی به عنوان نایب رییس سبک تای چی منصوب می‌شود. این اتفاق‌ها هم حاشیه‌های زیادی برای او رقم می‌زند، اما او همچنان این رشته ورزشی را ادامه می‌دهد و حتی برای پیشرفت و آموزش در این رشته به کشورهای خارجی هم سفر می‌کند.

 

در این بین اما اتفاقات عجیب و غریب دیگری هم برایش رخ می‌دهد، مثلا او به یاد دارد که زمانی یک مرد با او تماس گرفته و می‌گفته تهرانی همسر اوست و از او چند بچه هم دارد.

 

یک بار هم چنین ماجرایی برای یک دختر اتفاق می‌افتد، کسی که بعد از فوت مادرش فکر می کند که تهرانی مادر اوست. این ماجرا آنقدر برای دختر واقعی می‌شود که حتی خانه تهرانی را پیدا می‌کند و یک روز که تهرانی از سفر به خانه برمی گردد می‌بیند که او روی تختش خوابیده است.

 

دوران کم کاری

هدیه تهرانی از سال ۱۳۹۰ تا به حال در ۴ پروژه حضور داشته است. او که تا به حال در سریال‌های تلویزیونی بازی نکرده است در این سال در سریال «قلب یخی» ساخته سامان مقدم به ایفای نقش می‌پردازد. این سریال برای شبکه نمایش خانگی تولید می‌شود و پایان هم نمی‌یابد. 

 

  «پل چوبی» ساخته مهدی کرم‌پور، «یک روز دیگر» ساخته حسن فتحی دو فیلم دیگر او در سال ۹۰ هستند. در سال ۱۳۹۱ او تنها دریک فیلم به ایفای نقش می‌پردازد که توقیف می‌شود: «آشغال‌های دوست‌داشتنی»

 

از سال ۹۱ تا امروز هم خبری از او نیست. فیلم «روز مبادا» در گروه هنر و تجربه یکی دیگر از فیلم‌های اوست که در این سال‌ها هدیه تهرانی در آن به ایفای نقش پرداخته. او در سکانس پایانی این فیلم نقش خودش را بازی می‌کند. زنی که سوپراستار سینماست.

 

سال 92 اما برای او سال بازگشت به سینماست، او حالا دوباره به متن سینما برگشته و می‌خواهد روی پرده باز هم دنیاهای تازه‌ای را بسازد، «می‌تواند یا نه؟» پرسشی است که برای یافتن پاسخش باید منتظر ماند.

 

منتشرشده در بیوگرافی
سه شنبه, 24 مرداد 1396 09:00

بیوگرافی لیلا اوتادی

 

لیلا اوتادی در سال 1381 با بازی در فیلم چشمان سیاه به کارگردانی ایرج قادری وارد عرصه بازیگری شد. او با بازی در سریال مهر و ماه سید فیاض موسوی دیده شد.

لیلا اوتادی (متولد ۱۴ مرداد ۱۳۶۲ - تهران) بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر و شاعر ایران است

زندگی هنری

لیلا اوتادی از هفده سالگی سرودن شعر را آغاز کرده‌است. وی دانش‌آموخته کارشناسی معماری داخلی از دانشگاه هنر تهران است. کار خود را با فیلم چشمان سیاه ساخته ایرج قادری آغاز کرد اما برای اولین بار با سریال مهر و ماه به کارگردانی سید فیاض موسوی دیده شد.

 

جنجال نقش ندا آقاسلطان

در آبان ۱۳۸۹ خورشیدی، خبر بازی اوتادی در نقش ندا آقاسلطان در فیلم پایان‌نامه در برخی رسانه‌ها و خبرگزاری‌های مستقل و دولتی ایران منتشر شد. ساعتی پس از انتشار ساخت این فیلم اعتراض مخالفان در شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک و بالاترین آغاز شد. صفحه مخالفان اوتادی در شبکه اجتماعی فیس‌بوک تنها در کم‌تر از هفت ساعت به سه هزار عضو رسید و هم‌چنین گروهی با نام موج آزادی وب‌سایت او را برای مدتی هک کرد.

 

در نهایت اعلام خبر بازی لیلا اوتادی در نقش ندا آقاسلطان توسط روابط عمومی فیلم پایان‌نامه تکذیب شد. هم‌چنین اوتادی در واکنش گفت: «دلم می‌خواهد بدانم چه کسی این دشمنی را روا داشته تا با طرح این‌گونه خبر مردم را نسبت به من هیستریک و عصبی نماید».

 

جنجال دستمزد

در خبری، باشگاه خبرنگاران وی را با دریافت ۷۵ میلیون تومان برای ۲۵ روز بازی در فیلم پیتزا مخلوط (حسین قاسمی‌جامی) گران‌ترین بازیگر زن سینمای ایران نامید.

 

لیلا اوتادی در جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ با حضور در برنامه تلویزیونی هفت که اختصاص به مسائل روز سینمای ایران دارد در حضور مهدی ودادی کارگردان فیلم زن. مرد. زندگی... یادآور شد:

 

«شایعاتی مبنی بر اینکه من گران‌ترین بازیگر سینمای کشور هستم گاه در فضای اینترنتی منتشر می‌شود که صحت ندارد و عده‌ای به دشمنی قصد دارند مرا گران‌ترین بازیگر سینمای ایران معرفی کنند در صورتی که این امر درست نیست. وی افزود، به نظرم این حرف‌ها شایعات اینترنتی است که تنها از جانب دشمن شکل می‌گیرد.»

 

اوتادی در مورد دستمزد خود گفت: «مردم بهتر از همه دستمزد من را می‌دانند. شایعات مبنی بر بالا بودن دستمزد من برای خودم هم تازگی داشت و هم عجیب بود. اصلاً این طور نیست و فکر می‌کنم یک عده با من دشمنی دارند. آقای ودادی نیز می‌تواند این مسئله را تأیید کند.»

 

او همچنین در یکی از قسمت های برنامه ی دورهمی که به عنوان مهمان حضور داشت این شایعه را تکذیب کرد.

 

تالیفات

اوتادی، نخستین کتاب خود را که مجموعه شعری با نام '"در بهشتی که کلاغی نیست مترسک هم نیست" است، در زمستان ۱۳۹۳ و در قالب دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر کرد. این کتاب از جانب انتشارات مروارید و در ۷۶ صفحه، مشتمل بر ۳۵ قطعه شعر سپید، می‌باشد.

 

 

منتشرشده در بیوگرافی
سه شنبه, 24 مرداد 1396 11:00

بیوگرافی مژده لواسانی

 

«بسم الله الرحمن الرحیم. من مژده خانم لواسانی هستم». تا این جمله را گفتم همه تعجب کردند و گفتند «چه خانم» هم میگوید. بعد از این اتفاق من کم کم پایم به رادیو باز شد تا اینکه در ۹ سالگی برنامه زنده جشن عاطفه ها را کنار خانم ژاله صادقیان و آقای جاویدنیا اجرا کردم. بعد از آن در 11 سالگی برنامه ای را با نام «بوی گل آفتاب» به تهیه کنندگی محمد طارمی و محیدحمزه به طور رسمی اجرا کردم و بعد از انجام یک تست تخصصی برنامه «من می توانم» را خودم نوشته و اجرایش را هم خودم به عهده داشتم. در 16 سالگی نیز جوان ترین سردبیر تاریخ رادیو شدم».

 

مژده لواسانی (متولد ۲۰ آبان ۱۳۶۸ در تهران) مجری، سردبیر، نویسنده، کارگردان و گویندهٔ اهل ایران است. او یکی از مجریان جوان رادیو و تلویزیون ایران است.

 

فعالیت هنری

لواسانی فعالیت رسانه‌ای را در سه‌سالگی و با برنامهٔ «سلام کوچولو» آغاز نموده است و بعد از آن با برنامه‌های «بچه‌های انقلاب» و «بوی گلِ آفتاب» همکاری‌اش را با رادیوسراسری ادامه داده است و اولین نویسندگی مستقل برای رادیو را نیز با برنامهٔ «من هم می‌توانم» تجربه کرده است. او همچنین در سنین کودکی و نوجوانی تجربهٔ بازیگری در سریال‌های «پلاک ۱۴» (به کارگردانی مهران مدیری) و «خبرنگار» (به کارگردانی محمدحسن‌زاده) را دارد و در عرصهٔ نمایش هم نویسندگی و کارگردانی چندین تئاتر مذهبی نظیر «ظهور خورشید»، «خورشید در پس ابر» و «آفتاب هشتم» را بر عهده داشته است. وی در حال حاضر دانشجوی رشتهٔ حقوق است.

 

شروع فعالیت

علاقه به رادیو او را به عنوان مهمان به یکی از برنامه های خردسال رادیو کشاند تا خوش زبانی اش در این برنامه راه اجرا را برایش باز کند، در آن برنامه وقتی به من می گویند خودت را معرفی کن می گویم :

بسم الله الرحمن الرحیم. من مژده خانم لواسانی هستم، تا این جمله را گفتم همه تعجب کردند و گفتند چه خانم هم میگوید، بعد از این اتفاق من کم کم پایم به رادیو باز شد تا اینکه در ۹ سالگی برنامه زنده جشن عاطفه ها را کنار خانم ژاله صادقیان و آقای جاویدنیا اجرا کردم

 

بعد از آن در ۱۱ سالگی برنامه ای را با نام بوی گل آفتاب را به طور رسمی اجرا کردم و بعد از انجام یک تست تخصصی برنامه من می توانم را خودم نوشته و اجرایش را هم خودم به عهده داشتم، در ۱۶ سالگی نیز جوان ترین سردبیر تاریخ رادیو شدم

 

بازیگری با کمک مهران مدیری

خوش سرو زبانی خانم مجری او را در همان سن و سال کودکی به بازیگری نیز کشاند اما انتخاب لواسانی برای حضور در رسانه جدای از بازیگری بود

 

می گوید سالهای کودکی ام مهران مدیری برنامه طنزی به نام پلاک ۱۴داشت و من نقش خواهر زاده اش را در ۹ سالگی بازی کردم،این موضوع هم به خاطر این بود که آقای مدیری مرا در رادیو دیده بود و برای این نقش یک دختر سر زبان دار می خواست که من را انتخاب کردند او هیچ خواهر و برادری ندارد و تنها فرزند خانواده است دوست ندارد بگوید بچه پولدار است چون فخر فروشی می داند، در مورد انتخاب اسمش می گوید : پدرم برای نام من حافظ باز کرده است غزل مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید آمد و ایشان نامم را مژده می گذارند

 

از گربه به شدت می ترسد

از گربه به شدت میترسد و میگوید حتی پیش روانشناس هم رفته است

ولی چرا ؟ واقعا نمی دانم اما وحشتناک از گربه می ترسم گویا بچه که بودم، یک بار گربه روی کالسکه ام پریده است. هنوز هم کابوس های شب من گربه است

اصلا آشپزی بلد نیست و خودش هم می گوید این خیلی بد است ! از سوسک نمیترسد ولی میگوید اهل مطالعه کتاب است پدر و مادرم خیلی سخت گرفتند که لوس نباشم و نیستم

 

خانواده سخت گیر من

 

خانواده من بسیار سخت گیر است، پدر من یک وکیل کاملا جدی است که اصلا به این فضا (رادیو  تلویزیون) تعلق ندارد. نه پدر و نه مادرم هیچ وقت ذوق زده این موضوع نبودند که من رادیو و تلویزیون کار می کنم

 

هنوز هم گاهی کسی با ذوق و شوق به آنها درباره من می گوید واکنش آنها خیلی عادی است. اما من چون تک فرزندم خیلی حواسشان بود من کاری را که علاقه داشتم انجام بدهم

 

پوشش چادری

 

برای من به لحاظ سبک و سیاق خانواده ام چادر چیز غریبی نبود، من هم همیشه چادر را دوست داشتم و از دوم ابتدایی شروع کردم به سر کردن تا اینکه از سوم ابتدایی پوشش همیشگی ام شد. هیچ وقت هم برایم اجبار نبوده است

 

اگر مجری نمی شد وکالت می کرد

خانم مجری در دانشگاه حقوق خوانده است تا یک جورهایی در تحصیل راه پدر را ادامه دهد. همان پدری که روزی مهمان یکی از برنامه هایش در برنامه عصر خانواده بود که به مسائل حقوقی اختصاص داشت. لواسانی تاکید می کند که اگر مجری نمی شد حتما راه وکالت دنبال می کرد

 

علاقه به نوشتن و شعر و …

 

همیشه سودای برنامه سازی داشته ام اما سودای تهیه کنندگی نداشتم چون به صورت حرفه ای آن را در رادیو تجربه کرده ام، قصه می نویسم، شعر سپید می گویم، حتی اگر شما به صفحه اینستاگرام من بروید نامی از اینکه مجری هستم نبرده ام و نوشته ام :

نوشتن همه سهم من از لذت های زندگیست، شعر زیاد می خوانم از مولانا و ابتهاج بگیر تا منزوی و بهمنی و فاضل و مدام شعرهای دوست داشتنی ام را تکرار می کنم

 

مجریان مورد علاقه

اجرای آقای شهیدی فرد را خیلی می پسندم. اجرایش هم استاندارد است، هم فقط قشر خاصی طرفدارش نیستند و واقعا متخصص کار خودش است

در بین دوستان دیگر هم احسان علیخانی، فرزاد حسنی، محمد جعفر خسروی، علی ضیا، ژیلا صادقی، محمد سلوکی در ژانرهای خودشان مجری های صاحب سبکی هستند که برنامه های تاثیرگذاری هم داشته اند ولی انتخاب اولم بین مجری ها همیشه شهیدی فرد است

 

ماجرای شال ها و اس ام اس

 

نصف اس ام اس های برنامه و کامنت هایم این است که شال هایتان را چه جوری می بندید، لطفا در برنامه آموزش بدهید! در این باره اصرار هم دارند و بعضی هایشان می گویند شما این کار را نمی کنید چون نمی خواهید ما یاد بگیریم! یا می پرسند شال هایتان را از کجا می خرید

 

ازدواج

 

مدتی قبل به دوستی گفتم من اگر بخواهم روزی ازدواج کنم، دوست دارم با همه توانم یعنی صددرصد مژده لواسانی وارد زندگی شوم و در زندگی کم نگذارم اما خب فعلا چنین چیزی را در خودم نمی بینم. به همین خاطر تا ایجاد کامل این حس، صبر می کنم

مژده لواسانی مجموعه شعرها و نوشته های کوتاه خود را که از نوجوانی تا کنون نوشته است، در قالب کتاب در دست انتشار دارد و قرار است در نمایشگاه کتاب در سال ۹۶ منتشر شود

 

 

منتشرشده در بیوگرافی
سه شنبه, 24 مرداد 1396 13:00

بیوگرافی هانیه توسلی

 

در یک مصاحبه با هانیه توسلی:

فریدون جیرانی: چرا ازدواج نمی کنی؟

توسلی : ازدواج یه خرده پیچیده است سخته . الان دارم به شما می گویم و ممکن است که ازدواج بکنم . والا راستش وقتی جوان و کم سن بودم خیلی دوست داشتم بچه دار بشوم تو ذهن همیشه بود و تحت تاثیر رمان جان شیفته بودم. چقدر رابطه آن زن با بچه عجیب است من هم در سن شانزده سالگی و هفده سالگی همیشه تو ذهنم …. الان احساس می کنم سی و هفت ساله هستم و خیلی بعید می دانم چون خیلی پیچیده است.

 

هانیه توسلی (زادهٔ ۱۴ خرداد ۱۳۵۸ در همدان) بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر ایرانی است. او دیپلم علوم تجربی دارد و دانش‌آموختهٔ کارشناسی نمایشنامه نویسی از دانشگاه آزاد اسلامی تهران است. توسلی تندیس بهترین بازیگر نقش اول زن را برای بازی در «شب‌های روشن» از «هفتمین جشن خانه سینما» (۲۲ شهریور ۱۳۸۲) دریافت کرد. وی همچنین در سی و یکمین دوره جشنواره فیلم فجر در سال ۱۳۹۱، برای بازی در فیلم دهلیز، برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن شد، او همچنین یکی از بازیگران محبوب در سینمای ایران میباشد.

 

زندگی‌نامه

هانیه توسلی از ۱۷ سالگی کار تئاتر را به صورت آماتور در همدان شروع کرد. در سال ۱۳۷۸ برای تحصیل در رشته نمایشنامه نویسی در دانشگاه آزاد اسلامی تهران به تهران آمد. او علاقه‌مند به عکاسی و نقاشی است و فیلم‌هایی که به نقل از خودش بر او خیلی تأثیر گذاشته است و او را علاقه‌مند به بازیگری کرده است، دیگه چه خبر!؟ (تهمینه میلانی) و هامون (داریوش مهرجویی) است. وقتی نمایش پدر دوست داشتنی با بازی او، در یکی از جشنواره‌های تئاتر، در تبریز روی صحنه رفت، نصرالله قادری که به عنوان داور آنجا حضور داشت، هانیه توسلی را برای بازی در نمایش پدر انتخاب کرد. یک سال پس از آن، در فیلم کوتاه «روی جاده نمناک» (مهدی کرم‌پور) و سریال غریبه (جواد اردکانی) بازی کرد و سرانجام با شام آخر وارد عرصه حرفه‌ای سینما شد. او همچنین در نمایش‌های قرمز و دیگران و گل‌های شمعدانی (محمد یعقوبی) بازی کرد که به خاطر دومی، کاندیدای دریافت جایزه شد. به برخی کارهای او در تئاتر می‌توان به پروفسور بوبوس (آتیلا پسیانی)، جیره بندی پر خروس (علی نرگس نژاد)، آمدیم نبودید رفتیم (رضا حداد) و آخرین کار او، قرار (سیامک احصایی) اشاره کرد.

شام آخر اولین فیلم به نمایش درآمده از هانیه توسلی و محمدرضا گلزار بود، زوجی که پس از آن مسیری متفاوت را پیمودند، گلزار به سینمای تجاری پیوست و توسلی سعی کرد در فیلم‌های جدی‌تری بازی کند. به این ترتیب پس از بازی در ۲ فیلم «بدنه‌ای، در شب‌های روشن، در یکی از ۲ نقش اصلی جلو دوربین رفت و اجرای موفقی داشت. موفقیت نسبی این فیلم نزد مردم و منتقدان و جایزه‌ای که برد، این بازیگر جوان را خیلی زود چهره کرد. دقت و حوصله او در انتخاب نقش‌هایش به نحوی است که پس از یک تجربه ناکام، دیگر کار تلویزیونی نکرد، گاهی در تئاتر کارش را ادامه بدهد و هراسی از بازی در نقش‌های کوتاه نداشته باشد.

فیلم‌هایی که هر کدام می‌توانند چیزهای تازه‌ای درباره‌اش به ما بگویند. یک شب جزو معدود فیلم‌های سینمای ایران است که با حضور بازیگری حرفه‌ای، در عرصه جهانی مطرح می‌شود. کافه ستاره ظاهراً یک فیلم کاملاً تجاری است با بازیگران متعدد و سرانجام زمان می‌ایستد، طبق گفته کارگردانش، فیلمی است متکی بر بازیگر، هانیه توسلی تنها بازیگر این فیلم علیرضا امینی است. نکته قابل ذکر در مورد نحوه ورود هانیه توسلی به سینما این است که ورودش همزمان شد با دوران احیای کتایون ریاحی و توجه به نقش اصلی او در شام آخر، بازیگران دیگر را به حاشیه می‌راند، اما توسلی که در یک ملودرام معمولی، نقش مکمل را بر عهده داشت و سپس فیلم کاملاً ناموفق اثیری (محمدعلی سجادی) را تجربه کرد، در گام سوم، موقعیت خویش را در حد یک بازیگر محبوب ارتقا داد.

این محبوبیت حاصل بازی در فیلمی تجاری نبود و همین مسئله چهره تازه‌ای را برای او به همراه داشت. درست در زمانی که می‌رفت تا در نقش زنان روشنفکر فیلم‌های مختلف کلیشه شود، جلو دوربین سامان مقدم قرار گرفت. پس از آن در فیلم‌های متعدد و موفقی حضوری عالی داشت که در بین آن‌ها برای فیلم‌های زمان می‌ایستد (علیرضا امینی) و ندارها (محمدرضا عرب) کاندید سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول زن شد و در نهایت در سال ۱۳۹۱ برای بازی در فیلم دهلیز (بهروز شعیبی) برنده سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول زن از سی و یکمین جشنواره فیلم فجر شد.

 

 

نام :هانیه

نام خانوادگی :توسلی

تاریخ تولد :1358/3/17

محل تولد :همدان

تحصیلات :  فارغ التحصیل ادبیات فیلم نامه نویسی

 

هانیه توسلی متولد 17 خرداد 1358 در همدان بازیگر ایرانی است. او دیپلم علوم تجربی دارد و فارغ التحصیل ادبیات فیلم نامه نویسی از دانشگاه آزاد تهران است. هانیه چهار خواهر دارد که خواهر بزرگترش هما مدتی در یک مجله منتقد بود در حال حاضر کار ترجمه انجام می دهد. خواهر دیگرش مهسا جراح مغز است. یک خواهر دیگر دارد به نام هدیه در آمریکا خواننده است. خواهر کوچکش در رشته طراحی شهری تحصیل کرده است. وقتی نمایش پدر دوست داشتنی با بازی او، در یکی از جشنواره های تئاتر، در تبریز روی صحنه رفت، نصرالله قادری که به عنوان داور آنجا حضور داشت، هانیه توسلی را برای بازی در نمایش پدر انتخاب کرد. یک سال پس از آن، در فیلم کوتاه روی جاده نمناک (مهدی کرم پور) و سریال غریبه (جواد اردکانی) بازی کرد و سرانجام با شام آخر وارد عرصه حرفه ای سینما شد.

 

فیلم شناسی

 

    1391 - به خاطر پونه

    ١٣٩١ - دهلیز

    1390 - ابرهای ارغوانی

    1390 - زندگی خصوصی

    1390 - ندارها

    1390 - مادر پاییزی

    1390 - مادر پاییزی

    1389 - آقا یوسف

    1388 - عصر روز دهم

    1388 - کیفر

    1385 - عاشق

    1385 - غیر منتظره

    1384 - عصر جمعه

    1383 - کافه ستاره

    1383 - یک شب

    1382 - جایی برای زندگی

    1381 - شب های روشن

    1381 - گاهی به آسمان نگاه کن

    1380 - اثیری

    1380 - شام آخر

    1379 - آخر بازی

 

مجموعه های تلویزیونی

 

    1379 - غریبه

    1385 - وفا

    1386 - میوه ممنوعه

    1388 - شمس العماره

    1391 - قلب یخی

 

فیلم کوتاه و داستانی

  

1380 - روی جاده نمناک

    1383 - دیروقت

 

جوایز و نامزدها

 

برنده تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن هفتمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم شب های روشن  1382

کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن بیست و یکمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم شب های روشن 1381

کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن از بیست و سومین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم جایی برای زندگی 1383

کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم زمان می ایستد 1384

کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم ندارها

 

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش زن در سی و یکمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم دهلیز 1391

منتشرشده در بیوگرافی

 

در تازه ترین کار احمد مهرانفر با نمایش «همه چیز درباره آقای ف» به کارگردانی آرش عباسی روی صحنه می رود.

به گزارش مهر، نمایش «همه چیز درباره آقای ف» به نویسندگی و کارگردانی آرش عباسی پیش از این در سال ۸۸ و در کارگاه نمایش مجموعه تئاترشهر به صحنه رفته بود. این نمایش که درباره یک خواننده مجالس عروسی است که قصد معروف شدن دارد، به عنوان پرفروش ترین اثر نمایشی کارگاه نمایش در آن سال شناخته شد.

 

آرش عباسی قصد دارد بار دیگر نمایش «همه چیز درباره آقای ف» را به صحنه ببرد و این اثر نمایشی با حضور احمد مهرانفر به عنوان بازیگر، سال جاری در یکی از سالن های خصوصی تئاتر به صحنه می رود.

 

عباسی تا به حال نویسندگی و کارگردانی آثاری چون «زیرزمین»، «نویسنده مرده است»، «آفتاب از میلان طلوع می کند» و «آناکارنینا» را بر عهده داشته است.

احمد مهرانفر

منتشرشده در فرهنگ و هنر

 

 

 

پس از حادثه ناگوار زلزله کرمانشاه بسیاری از هنرمندان ابراز همدردی کردند، شهرام ناظری خواننده پیشکسوت موسیقی سنتی شهرام ناظري، خواننده موسيقي سنتي ايران، از تمامي مردم ايران براي کمک به زلزله‌زدگان کُرد استمداد و اعلام کرد به‌زودي همراه با گروه کامکارها به نفع زلزله‌زدگان روي صحنه مي‌رود.

 

اين هنرمند پيش‌کسوت در گفت‌وگو با «شرق»، ضمن اعلام آمادگي براي برگزاري کنسرت به نفع زلزله‌زدگان به صورت همت عالي اعلام کرد: بنا داريم بلافاصله بعد از روزهاي شهادت به نفع زلزله‌زدگان کُرد به صحنه برويم و کنسرتي خيريه را که تمامي عوايد آن به زلزله‌زدگان اختصاص پيدا کند برگزار کنيم. درحال‌حاضر در حال رايزني براي برگزاري اين کنسرت در يکي از تالارهاي اصلي شهر تهران هستيم که بتوانيم به شکلي شايسته اين کنسرت را برپا کنيم و منابع مالي را براي آنها جمع‌آوري كنيم».

 

ناظري ادامه داد: «درست است که ما نمي‌توانيم همه مشکلات را حل کنيم، اما بخشي از آنها را قطعا مي‌توانيم.اميدوارم که مسئولان و هنرمندان در اين زمينه بينديشند و راهکارهاي خوبي براي آن پيدا کنند. من شخصا خواسته قلبی و احساس درونی‌ام که مددرساندن و همدردی با هموطنان و همزبانان خودم است،‌ بسيار علاقه‌مندم که در اين زمينه با مردم کُرد همدردي کنم و برنامه‌اي را تا پيش از سي‌ام آبان که موعد برگزاري کنسرتم در کشورهاي ديگر است، برگزار کنم.

 

طبيعتا بخشي از قطعات اين کنسرت کُردي خواهد بود و ملهم از فضاي زلزله‌اي که در استان کرمانشاه آمده».شواليه آواز ايران درباره قطعات اجرائي در اين برنامه گفت: «از مجموع همکاري‌هاي خودم و گروه کامکارها که بارها با هم به صحنه رفته‌ايم، قطعاتي را در اين کنسرت خيريه اجرا خواهيم کرد. آنچه در اين کنسرت براي من اهميت دارد، نتيجه‌اي است که در پي آن خواهد آمد که من به مردم و حضور آنها اميدوارم».

 

او ادامه داد: من و کامکارها هر دو کُرد هستيم و جداي از مسئله غم‌انگيزي که براي هم‌وطنان و هم‌نوعانم به‌خاطر زلزله پيش آمده و آنها درگير سختي‌ها و گرفتاري‌هاي آن شده‌اند، مسئله هم‌زباني هم مطرح است.

 

خواننده‌اي كه افتخارات جهاني بسياري را براي موسـيقي و آواز اين مرزوبـوم به ارمغان آورده، پيش از اين هم چند كنسرت خيريه براي حمايت از بيماران نيازمند سرطاني استان كردستان، بيماران جذامي مهاباد و دختران حادثه‌ديده روستاي «شين‌آباد» پيرانشهر برگزار کرده بود. گروه موسيقي کامکارها هم در طول اين سال‌ها پيوسته در زمينه فعاليت‌هاي انسان‌دوستانه، از گروه‌هاي پيشرو بوده‌اند.

 

اين گروه که در سال‌هاي فعاليت خود نشان داده همواره دغدغه‌هاي اجتماعي‌اي حتي فراتر از مرزهاي ايران دارد، سال گذشته به دعوت سازمان جهاني يونيسف، آثار سمفونيک «هوشنگ کامکار» را در لندن به نفع کودکان آواره سوري روي صحنه برد. حالا هنرمنداني از تبار کُرد، مي‌خواهند با آواز و سازشان  با زلزله‌زدگان استان کرمانشاه ابراز همدردي کنند.

 

منتشرشده در فرهنگ و هنر
صفحه1 از4
کلیه حقوق این سایت متعلق به بانوی سبزمی باشد.
طراحی و پیاده سازیوبیگو

Search