سایت خبری بانوی سبز

تاریخ شمسی :
شنبه - ۲۱ تیر - ۱۳۹۹
تاریخ قمری :
السبت / 21 ذو القعدة / 1441
تاریخ میلادی :
Jul 11 2020
ساعت :

بانوی سبز سایت خبری مخصوص بانوان

.مجموعه بانوی سبز با ارائه مطالب خبری،تخصصی و تفریحی و توجه به نیازها و دغدغه های بانوان توانسته جایگاه خوبی را در میان بانوان ایرانی بدست آورد.

بانوی آشپزخانه

دنیایی کودکان

بانوی روز

بانوی خانه

دین و زندگی

سرگرمی

مد روز

بانوی موفق

برای بچه ها نشان دادن و لذت بردن از حس خلاقانه اهمیت بسیار دارد
احتمالا می دانید که برای بچه ها نشان دادن و لذت بردن از حس خلاقانه تا چه اندازه اهمیت دارد. ولی حتی اگر آنها ایده پردازان خوبی باشند، نیاز به تعلیم و راهنمایی دراین مسیر خواهند داشت. اگر می خواهید مشوق فرزندانتان باشید و حس خلاقیت آنها را برانگیزید، این موارد را درنظر داشته باشید:

 1.هرچه می گویید را در عمل انجام دهید

مربی و راهنمای بچه خود باشید. کار کردن در کنار والدین برای بچه ها بیشتر از اینکه فقط از سوی آنها راهنمایی دریافت کند، الهام بخش تر است. دراین صورت آنها می بینند که شما واقعا در موفقیت آنها شریک بوده اید و شما را به عنوان دوست خود می بینند. شاید هم چیز جدیدی یاد بگیرند. پس اگر دفعه آینده در کاری از شما کمک خواستند، به جای اینکه بگویید چه طور قطعات را تکان دهند، خودتان وارد عمل شوید و به آنها کمک کنید.

2.کار با دست را تشویق کنید

کار کردن با دست خیلی اهمیت دارد. این چیزی اولیه در تمایل بشر برای ساختن و بوجود آوردن است. کامپیوتر و تلفن های هوشمند را کنار بگذارید و چند ابزار در دست بگیرید. حتی اگر فقط یک چکش، سوزن و چوب در دسترس باشد، چیزی با فرزند خود بسازید. دراین صورت حتی فرزندتان را به برقراری ارتباط و قدردانی نسبت به سبک زندگی نسل های قبلی پیش از بازی های کامپیوتری و اینترنت کمک می کنید.

3. از بچه هایتان بیشتر توقع داشته باشید.

ممکن است کمک بیشتر کردن به بچه برای کمک به او در موفقیتش وسوسه کننده باشد ولی ادامه این کار می تواند این پیام را القا کند که او به تنهایی قادر به انجام این کار نیست. پس به فرزندتان مسوولیت بدهید و از او بیشتر انتظار داشته باشید.  اینکه به بچه ها نقش مهمی بدهید و آن ها قادر به انجام چه کارهایی هستند ، شگفت انگیز است.

4. فراهم کردن مواد اولیه برای بچه ها

کارشناسان به اهمیت ایجاد محیطی با مواد اولیه برای ترغیب خلاقیت های آنها تاکید دارند. چیزهایی همچون خاک رس، کاغذ کادو و چوب بستنی را دم دست نگه دارید. به جای روشن کردن تلویزیون برای بچه های جوان، اسباب بازی هایی که قدرت بازی تخیلی آنها را ترغیب کنند، بخرید. این کار علاوه بر تشویق حس خلاقانه، فرصتی برای برعهده گرفتن نقش جدید و تجربه کردن کار تیمی به آنها می دهد.

5. کمک به آنها در نزدیک شدن به بچه های دیگر 

در حالیکه کمک والدین خیلی مهم است، اینکه بچه ها فرصت یادگیری با بقیه را هم در همان سطح داشته باشند، اهمیت دارد. پروژه هایی پیدا کنید که بچه ها بتوانند در آنها چیزهایی درکنار دیگر بچه ها یاد گیرند. یاد گیری نظیر به نظیر راهی به شدت انگیزه بخش و هیجان انگیز برای یادگیری است که یادگیری را به شدت تقویت می کند. دنبال فعالیت هایی باشید که بچه ها بتوانند با هم چیزی درست کنند.

6. تحسین تلاش ها برای نتیجه گرفتن

با اینکه درنظر گرفتن یک جایزه برای اتمام کار وسوسه انگیز است، مهم این است که بچه ها را از طریق این پروسه برای برانگیختن حس خلاقیت و توانایی های آنها تشویق کنید. وقتی بچه ای خودش بفهمد که در زمینه ای استعداد و توانایی و دانش لازم برای درک و فهمیدن را دارد، انگیزه اش برای هرکاری بیشتر از وقتی است که به کمک های خارجی اتکا می کند.

7. توسعه دنیا و محیط اطراف

یادگیری در مورد فرهنگ های مختلف و سبک زندگی می تواند ذهن بچه شما را با گشودن چشم هایش به راههای دیگر انجام دادن امور باز کند. بچه هایتان را به مکان های ناشناس ببرید تا فرهنگ های مختلف بیاموزند. یا هراز گاهی غذای ملیت های دیگر را امتحان و درمورد آن تحقیق کنید. به بچه خود کمک کنید تا دنیای خودش را از زاویه دیگری ببیند.

8. تشخیص بهترین راه یادگیری کودک

اصرار نکنید که فرزند شما به یک شکل خاص درس بخواند و چیزی درست کند. به خصوص اگر راههای قابل تغییر دیگری برای او هستند. به فرزندتان کمک کنید تا موثرترین راه پردازش اطلاعات را بفهمد. با تشویق او برای یافتن راههای بهتر یادگیری، به ویژگی های خاص فرزند خود پی می برید.

9.کمک به آنها برای تصور آینده

به بچه های بزرگ تر و نوجوانان اجازه دهید تا شخصی که می خواهند در پنج سال بعدی زندگی خود باشند را در ذهن تصور کنند و از آنها سوالاتی نظیر اینکه چه شغلی در آینده می خواهند داشته باشند، بپرسید. این سکوی خوبی برای حرف زدن در مورد نحوه رسیدن به اهداف تعیین و مراحل پیش از آن است.

10. تشویق برای دنبال کردن علایق

فرهنگ عامیانه در خیلی از مدارس تعبیر کوته فکرانه ای از آنچه" جالب" می دانیم ترویج می دهد ولی بچه ها شما لزوما نباید آن را یاد گیرد. به بچه خود بیاموزید که جالب و باحال آن چیزی است که او انجام می دهند. مهم نیست که علاقه اش به فوتبال، تئاتر، نوشتن یا شطرنج است. به او بگویید اگر سخت کار کند و به کاری که انجام می دهد، علاقه داشته و متعهد باشد، آن فعالیت جالبی است.

منتشرشده در والدین موفق

 

علاقه برای استفاده از لوازم آرایشی توسط کودکان به ویژه دختران زیر هفت سال از جمله نگرانی خانوده‌هاست؛ دغدغه اصلی زمانی بوجود می‌آید که والدین نمی‌دانند در مقابل این خواسته و کنجکاوی کودکان چه پاسخی باید داد و چگونه باید با آنها برخورد کرد.

 

  کافی‌ست فقط چند دقیقه از فرزندتان غافل شوید و او را در اتاق‌تان تنها بگذارید تا با صحنه‌ای آشنا برای اکثر مادران مواجه شوید! لوازم‌آرایش‌تان کاملا بهم‌ریخته و صورت فرزندتان رنگی است. در یک دستش رژ و در دست دیگر یک قلم‌مو گرفته و با هیجان سعی می‌کند خودش را آرایش کند. البته که میز و صندلی و در و دیوار اتاق هم در‌ امان نیستند.

 

 تقریبا همه کودکان، به ویژه دختربچه‌ها علاقه غیرقابل وصفی به لوازم‌آرایش دارند. بیایید بپذیریم رنگ‌بندی‌ متنوع و بسته‌بندی‌ها‌ی جذاب لوازم‌آرایش در‌این کنجکاوی بی‌تاثیر نیست. البته که نباید فراموش کنیم الگوبرداری از شخصیت‌های کارتونی، اطرافیان و مهم‌تر از همه خودتان، دلیل اصلی کشیده‌شدن بچه‌ها پای میز آرایش شماست.

 

برای شما راهکارهایی داریم تا  از اشتیاق کودک‌تان به آرایش بکاهید.

مراقب باشید! واکنش اولیه شما هنگام مواجه با فرزندتان بسیار مهم است. برخورد عصبی شما می‌تواند حس کنجکاوی او را شدیدتر کند. از طرفی اگر او را تشویق کنید یا از او که حالا یک کوچولوی رنگارنگ است عکس بگیرید، احساس می‌کند که شما این‌ کار او را دوست‌ دارید و حالا برای‌تان جالب‌تر شده‌است. بنابراین خونسرد باشید و از راهکار‌های زیر استفاده کنید:

 

کاملا منطقی صحبت کنید

 برای کودک‌تان توضیح بدهید که استفاده از لوازم‌آرایش برای سن آن‌ها اصلا مناسب نیست. چون معمولا افرادی از این وسایل استفاده می‌کنند که عیب‌ و‌ نقضی روی صورت‌شان دارند یا می‌خواهند جوان‌تر به‌نظر برسند. به او بگویید که کودکان آنقدر بی‌نقص و زیبا هستند که نیازی به استفاده از این مواد ندارند. آن‌ها باید بدانند پوست لطیف‌شان در اثر استفاده از لوازم‌آرایش آسیب می‌بیند.

 

جایگزین مناسب داشته باشید

چه اشکالی دارد که دخترکوچولوی شما بخواهد زیباتر باشد؟ برای او گل‌سر، تاج، سنجاق‌سر و تل‌های رنگارنگ تهیه کنید و روش‌های مختلف بستن مو را به‌او آموزش‌دهید و نشان‌دهید که این‌ وسایل جزئی‌ از لوازم‌آرایش مناسب سن اوست.

 

یادآوری یک خاطره

حتما شما هم یک روز تلخ را به‌خاطر دارید که پوست دلبندتان در اثر یک شیطنت زخم کوچکی برداشته بود. آن‌روز را به او یادآوری کنید تا بداند زخم یا خراش یا آسیب‌های پوستی آزاردهنده هستند. در ادامه به‌ او بگویید که استفاده بی‌جا از لوازم آرایش باعث آسیب به پوست حساس و لطفا او خواهد شد. 

 

شما الگوی کودکان‌تان هستید

این‌بار شما قایم شوید! بله. باید سعی کنید جلوی چشم کودکان کمتر آرایش کنید. آن‌ها شما را الگوی خود می‌دانند و هرچه از شما ببینند تکرار می‌کنند. برای آرایش کردن جایی بروید که در دید کودکان نباشید.

 

وسایل آرایش‌رنگارنگ و وسوسه‌انگیزتان را جلوی چشم نگذارید

کودکان رژ لب، لاک و رژگونه را بیشتر از بقیه وسایل شخصی شما دوست‌ دارند. سعی کنید جای مخصوص و دور‌از‌دسترس برای این رنگارنگ‌های کوچک در نظر بگیرید.

 

لوازم‌آرایش مخصوص کودکان

این‌بار که دارید برای خودتان خرید می‌کنید از فروشنده، لوازم‌آرایش مخصوص کودکان بخواهید. این محصولات جدید ضد‌حساسیت هستند و آسیب کمتری به پوست حساس بچه‌ها وارد می‌کنند. اگر روند تربیتی شما با این مسئله مغایرت ندارد می‌توانید با توجه به سن فرزندانتان برایش لاک یا رژ مخصوص بخرید. اما پیشنهاد ما این است که فرزندتان را به هرروشی که می‌توانید مطمئن کنید که او زیباترین فرشته است و هیچ نیازی به آرایش ندارد.

 

منتشرشده در روانشناسی کودک
پنج شنبه, 12 مرداد 1396 04:30

اوتیسم سراغ چه کودکانی می‌رود؟

 

 

 

پدر و مادر دوست دارند با فرزند خود بازی کنند، ارتباط برقرار کرده و تماسس چشمی برقرار کنند، اما بعد از مدتی می بینند که فرزندشان آن‌گونه که باید با دیگران ارتباط برقرارمثلا نمی‌کند و پاسخ محیط را نمی‌دهد. مثلا در ارتباط کلامی مشکل دارد، تماس چشمی برقرار نمی‌کند، تلاشی در برقراری ارتباط از خود نشان نمی‌دهد. 

در این شرایط خاص توصیه می‌شود با پزشک مشورت شود. این علائم به بیماری "در‌خودماندگی" نزدیک است. در این مقاله می‌خواهیم در مورد این بیماری بیشتر بدانیم. دکتر کتایون خوشابی روانپزشک کودکان و دکتر مسعود آبیار روانشناس در ابن زمینه به ما کمک می‌کنند.

بعد از مادر و پدر شدن، منتظر این هستیم که با فرزندمان بازی کنیم، ارتباط برقرار کنیم، چشم در چشم او نگاه کرده، حرف بزنیم و خیلی کارهای دیگر که جزء روابط والدین-فرزندی قرار می‌گیرد. اما گاهی اوقات فرزندمان آن‌طور که باید و شاید به این ارتباط برقرار کردن، پاسخ نداده و چندان تلاشی برای برقراری ارتباط از خود نشان نمی‌دهد، ارتباط چشمی چندانی برقرار نمی‌کند و در تکلم مشکل دارد و...‌

در این شرایط است که احساس می‌کنید مشکلی وجود دارد و باید با متخصص مشورت کنید. ممکن است این عدم توانایی برقراری ارتباط در فرزندتان به نوعی اختلال به‌نام «درخودماندگی» مرتبط باشد. با‌توجه به افزایش روزافزون اختلال اوتیسم یا همان درخودماندگی، لازم است شناخت خود را از این اختلال بیشتر کنید. در این مطلب می‌خواهیم درباره این اختلال اطلاعات بیشتری به شما بدهیم. دکتر کتایون خوشابی، روانپزشک کودکان و دکتر مسعود آبیار، روانشناس در این باره مشاور ما بودند.

 

اوتیسم یعنی چه؟

اوتیسم در طیف اختلالات رشدی قرار می‌گیرد و معمولا با  رفتار‌های ارتباطی و کلامی غیرطبیعی مشخص می‌شود. یعنی کودک مبتلا به اوتیسم، به لحاظ توانایی ارتباط برقرار کردن و تکلم با کودکان عادی متفاوت است. این اختلال، ارتباط با دیگران و دنیای خارج را برای این مبتلایان دشوار می‌کند. در بعضی موارد رفتار‌های خودآزارانه و پرخاشگری نیز وجود دارد.

در این افراد حرکات تکراری (دست زدن، پریدن) یا مقاومت در مقابل تغییر نیز دیده می‌شود و ممکن است در حواس بینایی، شنوایی، لامسه، بویایی و چشایی نیز حساسیت‌های غیر‌معمول نشان دهند‌.‌ گفته می‌شود حدود نیمی از کودکان مبتلا به اوتیسم، قادر نیستند از زبان به‌عنوان وسیله اصلی برقراری ارتباط با دیگران استفاده کنند.

این کودکان اغلب از ضمایر اشتباه استفاده می‌کنند و کلام کامل ندارند. همچنین از ضمیر «من» استفاده نمی‌کنند و ضمایر دیگر را به‌جای آن به‌کار می‌گیرند. مثلا ممکن است به‌جای آنکه بگویند من خوابم می‌آید، بگویند تو خوابت می‌آید یا او خوابش می‌آید. به‌علاوه این کودکان کلمات و جملات اطرافیان خود را تکرار می‌کنند، طوری که وقتی در حال صحبت هستید او دائما در حال تکرار حرف‌های شماست.

در این اختلال همچنین رشد تکلم هم با تاخیر انجام می‌شود. در بعضی کودکان مبتلا به اوتیسم ممکن است روند تکلم نرمال پیش رود اما پس از آن پیشرفت تکلمی متوقف می‌شود و به‌دنبال آن پسرفت تکلمی به‌وجود می‌آید. با افزایش سن، به‌ویژه برای کودکانی که تکلم دارند، رفته‌رفته تولید کلام در آنها کمتر می‌شود و ممکن است کمتر حرف بزنند، استفاده صحیح از فعل و فاعل و ضمایر ندارند و سعی می‌کنند از کمترین کلمات برای رساندن مفهوم استفاده کنند؛ ‌یعنی جمله‌ای بدون فعل، فاعل و ضمیر دارند.

به‌علاوه ارتباط، تعامل اجتماعی و بازی تخیلی در این کودکان ‌به‌طور مشخص آسیب دیده است، به‌طوری که از انجام بازی‌های تخیلی و تعامل با دیگران ناتوان هستند. انجام دادن کارهای تکراری هم یکی دیگر از مسائلی است که در کودکان مبتلا به اوتیسم وجود دارد. معمولا این کودکان را درحالی می‌بینید که یک کار مثلا باز و بسته کردن در خودکار یا زدن روی میز و... را تکرار می‌کنند.

 

اوتیسم به معنای کم‌هوشی است؟

باید بدانید که ابتلا به اوتیسم لزوما به معنای کم‌توانی ذهنی یا پایین بودن هوش نیست. باوجود اینکه دو‌سوم کودکان اوتیسم درجاتی از کم‌توانی ذهنی دارند اما یک‌سوم آنها می‌توانند هوش نرمال و حتی بالاتر از نرمال داشته باشند. به‌علاوه برخی کودکان مبتلا به اوتیسم توانمندی‌هایی خاص دارند. افرادی را در این گروه می‌بینیم که اگرچه نمی‌توانند تکلم درستی داشته باشند اما می‌توانند کتاب بخوانند. اوتیسم، از کم‌توانی ذهنی کاملا متفاوت است. کودکان مبتلا به اوتیسم صرفا کودکان متفاوت با نیازهای ویژه هستند.

 

 از کجا بدانیم کودک‌مان اوتیسم دارد؟

برای بررسی دقیق‌تر درباره تشخیص بیماری اوتیسم حتما باید به متخصص مراجعه کنید اما اگر حداقل نیمی از علائمی که در ادامه خواهیم گفت را در فرزند خود دیدید باید حتما برای بررسی‌های بیشتر اقدام کنید. اینها علائمی هستند که در کودکان مبتلا به اوتیسم دیده می‌شوند؛ عدم برقراری تماس چشمی یا تماس چشمی محدود، عدم توانایی برقراری رابطه با اطرافیان، پرهیز از در آغوش کشیدن و در آغوش کشیده شدن.

 

عدم  واکنش عاطفی نسبت به اطرافیان، مشکلات شدید تکلمی، مشکل در بیان نیازها، استفاده از اشارات و حرکات به‌جای کلمات، قشقرق به‌پا کردن و پریشانی بی‌دلیل، اصرار به قرار گرفتن در وضعیت یکنواخت و  مقاومت در مقابل تغییرات مختلف در زندگی روزمره، تکرار کلمات یا جملات دیگران، خنده و گریه بی‌دلیل یا اضطراب و نگرانی بدون علت مشخص، فقدان مهارت بازی با اسباب‌بازی‌ها.

علاقه زیاد به چرخیدن و تاب خوردن، احساس درد کمتر یا بیشتر از حد معمول، نترسیدن از خطرات و پرجراتی اغراق‌آمیز، عدم پاسخ به صحبت‌ها یا صداها (به‌طوری که به‌نظر می‌آید ناشنوا هستند، اگرچه مشکل شنوایی وجود ندارد)، ناتوانی هوشی در 70درصد این کودکان اوتیسم، داشتن برخی توانایی‌های خاص و متمایز از دیگران در برخی کودکان. این نشانه‌ها متناسب با سن، شدت اختلال و برخی عوامل دیگر ممکن است از خفیف تا شدید متغیر باشند، اما لازم است اگر متوجه تفاوت در مراحل رشد کودک خود شدید حتما به این علائم توجه داشته باشید.

 

اوتیسم از چند سالگی ظاهر می‌شود؟

بسیاری از مادران این سوال را دارند که فرزندم رشد نرمالی داشت، اما نمی‌دانم چرا به یکباره به اوتیسم مبتلا شد؟ در حقیقت آغاز بروز علائم اوتیسم زیر سه سال است اما ممکن است مادر متوجه آن نشود یا آن را کم‌اهمیت بداند. به‌طوری که کودکی که به ظاهر در حال طی کردن روند نرمال تکاملی و رشدی است، به‌ناگاه علائمی بروز می‌دهد که به آن علائم زودرس ابتلا به اوتیسم گفته می‌شود.

مثلا کودکان نرمال در دو ماهگی (‌هشت هفتگی‌) لبخند اجتماعی دارند، یعنی وقتی مادر را می‌بینند لبخند می‌زنند اما در کودکانی که بعدا مبتلا به اوتیسم می‌شوند این لبخند ممکن است وجود نداشته باشد. یا مثال دیگر این است که کودکان نرمال از حدود هشت ماهگی اضطراب غریبگی دارند و حتی در آغوش پدر و مادر، نسبت به غریبه‌ها عکس‌العمل نشان می‌دهند، در‌حالی که کودکان اوتیسم این حالت را ندارند. 

این علائم ممکن است توجه والدین را به خود جلب نکند اما از 18-‌17 ماهگی است که خانواده به‌طور قطع به وجود یک اختلال در کودک خود پی می‌برد، زیرا در این زمان هنگامی که کودک را صدا می‌زنند، واکنش نشان نمی‌دهد. ممکن است ابتدا به ناشنوایی یا اشکال در شنوایی شک کنید، درحالی که مشکلی در شنوایی وجود ندارد و توجه کودکان مبتلا به اوتیسم نسبت به صداها اساسا انتخابی است و هر زمان که دل‌شان بخواهد نسبت به صداها واکنش نشان می‌دهند. ‌

گاهی ممکن است به صداهای بلند عکس‌العمل نشان ندهند، درحالی که صداهای بسیار آهسته مانند پچ‌پچ آهسته را زودتر از دیگران متوجه شوند و نسبت به آن عکس‌العمل نشان دهند. در همین‌ حدود سنی است که خانواده متوجه می‌شوند وقتی با فرزندشان صحبت می‌کنند، کودک به چشمان آنها نگاه نمی‌کند و نگاه چشمی کمتر می‌شود.‌ همچنین در 18ماهگی انتظار داریم کودک انگشت اشاره پدر و مادر و دیگران را دنبال کند و به آن هدف برسد، در‌حالی که کودکان مبتلا به اوتیسم این توانایی را ندارند.

 

چرا کودک‌مان به اوتیسم مبتلا شده است؟

درباره علت ابتلا به بیماری اوتیسم نظرات متفاوتی ارائه شده که هیچ‌کدام از آنها قطعیت ندارد و نمی‌توان گفت علت اصلی این اختلال هستند. ‌یکی از دلایلی که در این زمینه مطرح می‌شود که یکی از مهم‌ترین دلایل هم هست، دلایل  ژنتیکی است. اما نه به این معنا که کودک، ابتلا به اوتیسم را از خانواده مادری یا پدری به ارث ببرد، بلکه بیشتر این نظر مطرح است که ژن‌های ویژه‌ای روی کروموزم‌های‌ 5، 13 و 18 درگیر هستند و منجر به بروز اوتیسم می‌شوند .

به‌علاوه تئوری‌های قدیمی درباره علت اوتیسم به نقش پروتئین‌های موجود در مواد لبنی و غلات از‌ جمله پروتئین، کازئین و گلوتن نیز وجود دارد. در این تئوری مطرح شده که مصرف پروتئین‌های کازئین و گلوتن ممکن است منجر به بروز اوتیسم شود، براساس آن برای کودکان مبتلا به اوتیسم در حقیقت رژیم‌های عاری از کازئین و گلوتن توصیه کرده‌اند که در حال حاضر این تئوری‌ها به‌طور یقین و قطعی اثبات نشده است و ما هم در بسیاری از موارد چنین رژیمی را برای کودکانی که در حال رشد هستند، توصیه نمی‌کنیم.

 

آیا اوتیسم درمان دارد؟

دکتر آبیار درباره درمان اوتیسم معتقد است: مسلما تشخیص به‌موقع و اقدام مفید در جهت درمان می‌تواند بسیار راهگشا باشد. این بیماری تا حد زیادی به ژن‌های یک فرد بر‌می‌گردد و هنوز هیچ درمان قطعی وجود ندارد که بتواند ژنتیک فرد را اصلاح کند، بنابراین مسلما فردی که به اوتیسم مبتلاست، نمی‌تواند از تمام ویژگی‌های افراد دیگر به‌طور کامل برخوردار باشد. اما اگر تشخیص، درمان و اقدامات حمایتی به‌موقع انجام شود، می‌توان تاحدود زیادی فرد مبتلا را به یک زندگی نسبتا طبیعی سوق داد. مسلما خانواده‌ها در این میان نقش بسیار پررنگی دارند به‌طوری‌که باید واقع‌بین بوده و از فرزند مبتلا به اوتیسم در حد توانش، توقع داشته باشند.

همان‌طور که نمی‌توانید یک فرد چپ دست را به اجبار راست دست کنید، یک فرد مبتلا به اوتیسم را هم نمی‌توان با فشار، استرس و... به شکل یک فرد کاملا نرمال در‌آورد. منظور از درمان اوتیسم، حمایت‌ها و آموزش‌هایی است که کمک می‌کند یک فرد مبتلا به اوتیسم، در همین شرایط و با همین ویژگی‌ها زندگی نسبتا طبیعی داشته باشد.

درمان‌های بیولوژیک (بایوفیدبک) و روانشناختی دو دسته از درمان‌های مهم برای مبتلایان به اوتیسم هستند. با استفاده از این روش‌ها می‌توان به کودک آموزش داد که رفتارهای ناسازگار خود را کنترل کرده و به‌جای آن رفتاری مناسب را جایگزین کند. اگر حمایت‌های اجتماعی و خانوادگی مناسبی انجام شود، درمان‌ها تا حد زیادی مفید خواهند بود.

 

منتشرشده در روانشناسی کودک
پنج شنبه, 12 مرداد 1396 09:00

دلیل زیاد سوال پرسیدن کودک چیست؟

 

 

کودک مدام در حال تعامل و مشاهده محیط است. او دوست دارد در مورد محیط اطرافش اطلاعات به دست بیاورد و بیشتر بداند. به همین دلیل مدام برایش سوال پیش می‌آید و دوست دارد جواب آن ها را پیدا کند. 

 

بچه ها فکر می کنند که والدین شان پاسخ همه ی سوالات آنها را می دانند ،  به همین دلیل از آنها می پرسند ، آنها احساس می کنند که هر چیزی علتی دارد و آنها می توانند با سوال پرسیدن به مسائل مختلف پی ببرند .

بنابراین وقتی کودکی از مادرش می پرسد : (( چرا اون مرده قدش اینقدر بلنده ؟ )) تعجبی ندارد گاهی اوقات کودک برای کاهش استرس و تنش خودش ، سوال می پرسد.

کودک از حیوانات می ترسد می پرسد : (( چرا اون سگه اینقدر پارس می کنه ؟ )) گاهی اوقات نیز کودک شروع می کند به حرف زدن و سوال پرسیدن تا بتواند با والدینش ارتباط برقرار کرده و به آنها نزدیک شود .

در بسیاری از موارد وقتی پدر و مادر پاسخ سوالات کودک را می دهند ، او دوباره همان سوال را می پرسد و یا این که از آنها دوباره سوال می پرسد و می گوید چرا والدین ممکن است از این که مجبورند مدام جواب سوال های فرزندشان را بدهند ،  ناراحت می شوند .

گاهی آنها واقعا نمی فهمند که کودک شان چه چیزی می خواهد چون با توضیحات آنها قانع نمی شود .

بنابراین بهتر است قبل از پاسخ دادن به سوالات کودک ، از آنها سوال بپرسد تا بفهمید منظور آنها چیست و آنها واقعا چه چیزی از شما می خواهند  .

گاهی کودک مدام از شما سوال می پرسد و وقتی جواب او رامی دهید ، دوباره از شما سوال می پرسد چون منظور شما را متوجه نشده است . او نمی تواند چیزهایی که خودش تجربه نکرده را درک کند .

نگرش کودک به مسائل مختلف  با شما تفاوت دارد ، به همین دلیل شما باید با توجه به سن  و سال او پاسخ سوال هایش را بدهید شما همچنین باید آمادگی شنیدن سوال های تکراری کودکتان را داشته باشید ، چون او باید یک مطلب را بارها در ذهنش مرور کند تا بتواند آن را درک کند .

کودکان معمولا سوال هایی می پرسند که پاسخ دادن به آنها مشکل است .

 

روزی بچه ای چهارساله از دوستش پرسید که چرا آنها فقط دو بچه دارند . مادر آن کودک دلش نمیخواست فرزندش را ناراحت کند و بگوید ما فقط دوست داشتیم دو تا بچه داشته باشیم ، بنابراین سوال را به کودک برگرداند و از او پرسید ، تو چرا فکر میکنی ما فقط دو تا بچه داریم ؟ کودک هم گفت ، چون دلتون خواسته!

گاهی کودکان سوال هایی از شما می پرسند که باعث شرمندگی شما می شود . مثلا وقتی با کودکتان به مغازه رفته اید ، او فریاد می زند و می گوید : (( چرا اون مرده اینقدر چاقه ؟ )) کودک نمی داند که آن مرد از شنیدن این مسأله ناراحت میشود .

کودک با دیدن آن مرد تعجب کرده و چنین سوالی را پرسیده است و باعث شرمندگی شما شده است. در این شرایط بهتر است پاسخ کودک را خیلی مختصر و مفید بدهید و بگویید : ((خدا اونو این طوری آفریده )) ، بعد سعی کنید موضوع بحث را عوض کنید و بعدا در مورد این مسأله بیشتر با او حرف بزنید.

اگر سوال های کودکتان شما را ناراحت می کند ، به خاطر داشته باشید که همیشه مجبور نیستید که پاسخ او را بدهید.گاهی کافی است در تایید حرف های او سری تکان دهید و با این کار به  او نشان دهید که حرف هایش را متوجه می شوید. وقتی کودک متوجه میشود که به حرف هایش گوش می دهید ، همین برایش کافی خواهد بود.

 

 

منتشرشده در روانشناسی کودک

 

گاهی کودک با دیدن خواب ترسناک از خواب می‌پرد، گاهی هم اضطراب و ترس را در طول شب تجربه می‌کند. در ادامه به تفاوت کابوس و هراس شبانه می‌پردازیم و راهکارهای مناسب درمانی ارائه می‌دهیم.

 

دو عامل شایع بیدار شدن کودکان از خواب

کابوس دیدن و هراس شبانه دو عامل شایع بیدار شدن کودکان از خواب هستند که بیشتر والدین آنها را با هم اشتباه می‌گیرند.

 

پیش از آنکه به تفاوت بین کابوس و هراس شبانه پی ببریم لازم است نسبت به روند خواب نرمال آگاهی پیدا کنیم. چرخه خواب تمامی کودکان و بزرگسالان مراحل خواب‌ عمیق و خواب سبک را شامل می‌شود. به طور طبیعی فرد ابتدا به خواب عمیق می‌رود و سپس وارد چرخه خواب سنگین و سبک می‌شود. این چرخه خواب در کودکان ۳۰ تا ۶۰ دقیقه و در افراد بزرگسال حدود ۹۰ دقیقه به طول می‌انجامد.

زمانی که فرد وارد مرحله خواب سبک می‌شود برای چند لحظه بیدار می‌شود، اطراف خود را می‌بیند و اگر مشکلی وجود نداشت مجدد به خواب می‌رود.

کابوس دیدن و هراس شبانه در بخش‌های مختلف چرخه خواب و قسمت‌های مختلف شب رخ می‌دهند. به طور معمول هراس شبانه پیش از نیمه شب رخ می دهد و کودک بین مرحله خواب عمیق و سبک آن را تجربه می کند. در این شرایط بدن بیدار است اما ذهن هوشیاری ندارد. در حالی که کابوس پس از نیمه شب و هنگام خواب سبک رخ می‌دهد.

 

کودک به هنگام هراس‌های شبانه شروع به جیغ کشیدن کرده و با چشم های باز به سرعت نفس می‌کشد. همچنین ضربان قلب بالایی پیدا می‌کند هر چند از آنجایی که واقعا بیدار نیست رفتارهای خود را پس از بیدار شدن به یاد نمی‌آورد. کودکی که دچار هراس شبانه شده حتی اگر چشمانش کاملا باز باشد و شما هم درست جلوی او قرار گرفته باشید اصلا نمی داند که آنجا هستید. کودک در این زمان همچنان خواب است و کلمات و آغوش شما اثری روی او ندارد.

شما نمی توانید فرزندتان را در خلال هراس شبانه بیدار کنید. زمان ترس شبانه کوتاه است و کودک دوباره مثل اول با آرامش به خواب می رود. صبح کودک اصلا نمی داند چه اتفاقی افتاده است و معمولا وقتی ترس های شبانه تمام می شوند هیچ اثری از خود باقی نمی گذارند. اگر تشخیص دادید که کودک دچار ترس شبانه شده است و نه کابوس، هیچ کاری از دست شما بر نمی آید. این پدیده طبیعی مربوط به خواب عمیق است و در زمان بیداری ادامه ندارد.

اما در کابوس دیدن کودک به طور معمول کاملا از خواب بیدار می‌شود و می‌تواند به هنگام صبح هر آنچه را دیده و پس از آن برایش اتفاق می‌افتد به یاد آورد. کابوس کودکان از بزرگسالان بزرگ تر و ترسناک تر است. در این مرحله کودک نوپا نسبت به خطرات دنیا آگاهی پیدا می کند. متوجه می شود انسان آسیب می بیند، گل ها می میرند و پدر و مادرش هم می توانند مریض شوند. حتی شادترین کودکان نیز با خاطراتی از نگرانی های واقعی و خیالی به خواب می‌روند و این نگرانی ها خود را در رویا نشان می دهد.

هنگامی که کودک تان جیغ زنان از خواب می پرد بهتر است مطمئن شوید که در دام کابوس گرفتار آمده یا دچار هراس شبانه شده است. اگر کابوس باشد خودش بیدار می شود، اما سعی می کند تشخیص دهد کدام دنیا واقعی است. در این صورت او را آرام کنید و به واقعیت برگردانید، با او صحبت کنید که کابوس واقعی نیست، پیش او بمانید تا مطمئن شوید همه چیز رو به راه است. لمس کردن شما، شنیدن صدای‌تان، دیدن صورت‌تان یا حتی بوی آشنای شما به او کمک می کند بر ترس خود غلبه کند.

به گفته کارشناسان، کودکانی که به طور مرتب و در یک زمان مشخص هر شب دچار هراس شبانه می‌شوند باید با تکنیک «بیدار شدن برنامه ریزی شده» تحت درمان قرار گیرند. به این ترتیب که کودک را ۳۰ دقیقه پیش از شروع هراس شبانه از خواب بیدار می‌کنیم در این شرایط چرخه خواب باز تنظیم می‌شود.به گزارش لایوساینس، برخی بیماری‌ها و کمبود خواب از عوامل موثر در بروز کابوس و هراس شبانه هستند.

 

علت این مساله که اعتیاد در زنان بسیار بیشتر از اعتیاد در مردان مورد توجه قرار می‌گیرد و موضوع تحقیقات و مقالات و گفتگوهای بسیار قرار می‌گیرد این است  که در جامعه امروز زنان در نقش‌هایی تاثیرگذار ظاهر می‌شوند. در واقع زنان بنیان خانواده هستند. چه از جهت حمایت از همسر و چه نقش پراهمیتی که در تربیت و پرورش کودکان دارند و به عنوان الگویی تاثیرگذار بر رشد کودکان دارند. این مسائل باعث می‌شود توجه به مساله اعتیاد زنان در جامعه اهمیت دو چندان می‌یابد. 

این مساله و جایگاه اجتماعی زنان و حساسیتی که بر ایشان هست با وجود اینکه میزان اعتیاد زنان نسبت به مردان بسیار کمتر است, اما همچنان بیشتر آسیب‌زننده باشد. شیوع اعتیاد و میزان رشد نگران‌کننده اعتیاد در زنان لزوم نگاهی جدی‌تر را در این زمینه بیان می‌کند. در سال‌های اخیر آمار اعتیاد زنان دو برابر شده است. سال 1380 از میان جمعیت معتادین کشور 5 درصد به زنان تعلق داشت اما آکمار سال 1390 نشان می‌دهد این جمعیت به 9 درصد افزایش پیدا کرده است. همچنین در زندان‌های کشور 50 درصد از زندانیان زن در ارتباط با مواد مخدر و مساله اعتیاد در زندان هستند.

در ضمن در زنانی که مواد مصرف می‌کنند میزان شیوع بیماری‌های روانی مانند افسردگی نسبت به مردانی که مواد مخدر مصرف می‌کنند بسیار بیشتر است. شروع اعتیاد در زنان اغلب مربوط به واقعه‌ای استرس‌زا می‌باشد. تفاوت‌هایی نیز در نوع مصرف مواد در زنان و مردان وجود دارد, که از آن جمله می‌توان به این مورد اشاره کرد که تمایل به مصرف در تنهایی در زنان بیشتر است. در مردان تمایل به مصرف گروهی وجود دارد. 

اعتیاد مردان تاثیرات ناخوشایندی بر خانواده و جامعه و زندگی شخصی خودش می‌گذارد, با این حال اعتیاد خانم‌ها اثراتی چند برابر ناخوشایندتر دارد. به این دلیل که خانم‌ها نقش الگو و رفتاری در پرورش کودکان دارند و همچنین در جامعه نسبت به زنان حساسیت بیشتری وجود دارد؛ ابتلای خانم‌ها به اعتیاد و درگیری با مصرف مواد مخدر چند برابر مردان به جامعه آسیب می‌رساند. از طرفی با توجه به تغییر شکل جوامع کنونی و آسانی دسترسی به مواد مخدر قبح استفاده از این مواد امروزه ریخته است. به طور مثال استفاده خانم ها از قلیان و سیگار بسیار راحت‌تر از گذشته شده است و سخت‌گیری خانواده‌ها نیز کمتر شده است. 

اعتیاد زنان به مواد دلایل مختلفی می‌تواند داشته باشد. به طور مثال وانمود به متجددمآبی و روشنفکری و یا روتین بودن مصرف مواد در مهمانی‌ها و شب‌نشینی‌ها, و گاهی برای رسیدن به ظاهری ایده‌آل و لاغری تشویق به مصرف موادی مانند شیشه شده‌اند. کشیدن سیگار و مصرف قلیان اغلب دروازه‌ای برای ورود به دنیای مواد مخدر دیگر است. همچنین گاه شروع اعتیاد برای رهایی از مشکلات روحی و غم و اندوه و با نیت وارد کردن شادی و هیجان به زندگی می‌باشد. از دیگر دلایل گرایش زنان به اعتیاد نداشتن مهارت‌های زندگی از جمله دانش و آگاهی کافی و مهارت کافی برای داشتن شغل مناسب و گیدا کردن جایگاه شغلی در سطح اجتماع می‌باشد. همچنین رشد نیافتن در زندگی شخصی و توفیق در مراحل مختلف زندگی‌شان است. احساس بازنده بودن و نداشتن حرمت نفس و مسائل و مشکلات مربوط به هویت نیز از جمله عوامل اثرگذار در این زمینه است. 

زنان معتاد نسبت به زنان دیگر در جامعه از مشکلات روحی و روانی بیشتری رنج می‌برند. اختلالاتی از جمله افسردگی یا اضطراب، شایع ترین بیماری در زنان معتاد به مواد مخدر است. مطالعات نشان می‌دهد رفتارهای خودکشی، آسیب پذیری بالا و عزت نفس پایین در زنان معتاد بیشتر از دیگران است. وجود نگاه مردسالارانه در جامعه به زنان و انتظار پاک و بی‌عیب و نقص بودن از زنان باعث می‌شود, کمتر به دنبال درمان باشند و این مساله را به وضوح می‌توان از مراجعه کمتر زنان مبتلا به اعتیاد به مراکز ترک اعتیاد و کمپ‌های مربوط مشاهده کرد. 

ورود زنان به مرحله وابستگی بسیار کمتر از زمان ورود مردان به این دوره است. در مردان حدود 8 سال طول می‌کشد تا وارد دوره وابستگی شدید به مواد شوند اما در زنان این مدت 6 سال کمتر و حدود 2 سال است. زنان خیلی سریع‌تر وارد این ورطه هولناک می‌شوند. همچنین مرگ بر اثر مصرف مواد مخدر در زنان و دختران نسبت به مردان بسیار بیشتر رخ می‌دهد.چه مرگ بر اثر مصرف مواد و یا بر اثر خودکشی, یا تصادفات ناشی از مصرف باشد یا بر اثر تخریب فیزیولوژیکی ناشی از مصرف مواد باشد. 

در ارتباط با راه‌کارهای موجود باید گفت راهکارهایی وجود دارد ولی به سادگی ممکن نیست. در مجموع باید از خانواده‌ها شروع به پیشگیری کنیم. باید به فرزندان خود "نه گفتن" را بیاموزیم. از طرف دیگر عزت نفس را در ایشان تقویت کنیم.  در این صورت می‌آموزند تا برای جسم و روان خود ارزش قائل باشند و به راحتی تحت تاثیر گروه دوستان و دیگران قرار نگیرند و نیاز به تایید همه جانبه ایشان نداشته باشند. از طرف دیگر باید الگوهای مناسب در اختیارشان قرار دهیم.

چینی ها می گویند، در جامعه که زنان شاد باشند، آن جامعه پیشرفت می کند. رفع این مسائل نیازمند عملکرد گسترده نهادهای فعال مربوط و مسئولان مربوطه می‌باشند که ابتدا اقدام به رفتارهای پیشگیرانه نمایند و سپس زمینه را برای درمان و اقدام به ترک زنان مبتلا به اعتیاد فراهم آورند. 

 

منتشرشده در روانشناسی کودک

 

 

خجالت در واقع نوعی ویژگی شخصیتی در كودكان است، نه یك عیب و نقص

 

اگر كودك‌تان خجالتی است بهتر است بدانید راه‌های زیادی برای رفع این مشكل وجود دارد، به هر دلیلی كه كودك شما اكنون خجالتی است، بهتر است راه‌های كمك به او را پیدا كنید.

 

احتمالا هیچ پدرومادری دوست ندارد که کودکش خجالتی باشد یا دیگران این برچسب را به او بزنند. اما کدام کودکان خجالتی هستند و چه موقع ما خجالتی بودن را با مسائل دیگر اشتباه می‌گیریم؟

 

خجالت در واقع نوعی ویژگی شخصیتی در كودكان است، نه یك عیب و نقص كه نیازی به دعوا و شرمندگی والدین داشته باشد. این ویژگی با تشویق و حمایت والدین قابل اصلاح است جالب است بدانید دانشمندان می‌گویند خجالتی بودن در بعضی فرهنگ‌ها مورد پسند و ستایش مردم است و از راه فرهنگ جامعه به كودكان به ارث می‌رسد.

 

 از نظر علمی احساس خجالت، یك واكنش طبیعی نسبت به افراد یا محیط‌های جدید است كه در حقیقت تركیبی از حس ترس و كنجكاوی را در خود دارد. شیرخواران با دیدن غریبه‌ها روی‌شان را برمی‌گردانند.

 

كودكان نوپا به زمین نگاه می‌كنند و به پدر یا مادرشان می‌چسبند و حتی ممكن است در این شرایط به مكیدن انگشت شست بپردازند اما بیشتر بچه‌ها قبل از 3 سالگی به راحتی با همه ارتباط برقرار می‌كنند و به‌نظر بسیار اجتماعی می‌آیند اما بعد از این سن، ترس بیشتر كودكان از غریبه‌ها شروع می‌شود و آن‌ها حس خجالت و شرمندگی را یاد می‌گیرند. در این زمان است كه ناگهان كوچولوی اجتماعی و برون‌گرای شما تبدیل به یك موجود خجالتی می‌شود.

 

*با کودک خجالتی ام چه کنم؟

ندا شیخی، دکترای روانشناسی در ابتدا در تعریف خجالتی بودن می‌گوید: خجالت به معنی دوری‌گزینی و عدم تمایل به ایجاد ارتباط با دیگران، می‌تواند امری موقتی یا نسبتا دائمی باشد. خجالتی بودن کودک باید با توجه به شخصیت و ذات کودک، سن او و اینکه فرزند چندم خانواده است، و فرهنگی که کودک در آن پرورش می‌یابد، مورد بررسی قرار گیرد. ما در اینجا به توضیح چند مورد از این فاکتورها مانند سن و فرزند چندم خانواده می‌پردازیم.

 

- چندمین فرزند شماست؟

این روانشناس در ادامه در بیان اینکه فرزند چند خانواده بودن چه تاثیری بر خجالت کودک دارد، توضیح می‌دهد: معمولا فرزند اول خانواده نسبت به فرزند دوم حالت خجالت بیشتری دارد. این امر شاید به علت شیوه‌های تربیتی سختگیرانه‌تر والدین درباره فرزند اول باشد. معمولا والدین قوانین سنگین تر و بایدونبایدهای بیشتری درباره فرزند اول وضع می‌کنند که این امر می‌تواند بر میزان و کیفیت عزت نفس کودک تاثیر بگذارد. زیرا که کودک به طور مداوم به قضاوت و کنترل خود می‌پردازد و به خاطر ترس از اشتباه یا تنبیه، سعی می‌کند تعاملش با دیگران را کاهش دهد. درحالی‌که فرزند دوم معمولا کمتر با قوانین و بایدونبایدهای سخت والدین مواجه می‌شود و بنابراین با فراغ بال و اعتماد به نفس بیشتری به ایجاد ارتباط و انجام امور می‌پردازد.

 

- اختلالی شبیه کمرویی

شیخی همچنین به فاکتور سن اشاره می‌کند و هشدار می‌دهد که نباید خجالتی بودن را با مسائل دیگر اشتباه گرفت: سن نیز از عوامل تاثیرگذار بر این حالت در کودکان است. به عنوان مثال، پدر و مادری از این موضوع اظهار ناراحتی و تعجب می‌کنند که فرزند 8 ماهه‌شان تا مدتی قبل در تعامل با دیگران هیچ مشکلی نداشته و به راحتی در آغوش دیگران قرار می‌گرفت، می‌خندید، و با آنها بازی می‌کرد. اما به تازگی حتی با مادربزرگش هم غریبگی می‌کند، با دیگران تعامل نمی‌کند، و در مواجهه با افراد تازه گریه می‌کند و ... . این رفتار مربوط به سن کودک است. از حدود 8 ماهگی کودک دچار حالتی می‌شود که روانشناسان آن را اضطراب جدایی و اضطراب غریبه می‌نامند. یعنی در مواجهه با افراد جدید یا در هنگام غیبت پدر و مادر یا مراقب‌شان، دچار حالت اضطراب می‌شوند.

 

- عادت ها در سنین مختلف

ایشان تاکید می‌کند: کودکان در سنین مختلف عادت‌های گوناگونی دارند. به عنوان مثال، کودکان در سن 5 سالگی، تفریحات درون منزل را به بیرون رفتن ترجیح می‌دهند و معمولا دامنه تعامل آنها با بچه‌های دیگر محدود به گروه‌های کوچک 3 الی 4 نفره است و از کودکان بزرگ‌تر یا افراد بزرگسال فاصله می‌گیرند. بنابراین در بعضی سنین نمی‌توان بر شکل یا میل به تعامل کودک با دیگران نام خجالتی بودن گذاشت؛ بلکه این حالت به نوعی مقتضای سن آنان است.

 رفع خجالت,درمان خجالت و کمرویی,کمرویی کودکان

 

تعدادی از بچه‌ها خجالت را برای جلب توجه به کار می‌گیرند

 

 *کودک خجالتی به مدرسه نمی رود؟

هرچند رفتاری که کودک نوپا در برخورد با غریبه‌ها از خود بروز می‌دهد ناشی از کم‌رویی است و این حالت طبیعی است،‌ اما نمی‌توان نام آن را خجالت گذاشت باید هرچه زودتر چاره‌ای بیندیشید چون با ورود او به مدرسه این مسئله تشدید خواهد شد.

 

شاید می‌خواهد جلب توجه کند

تعدادی از بچه‌ها خجالت را برای جلب توجه به کار می‌گیرند تا از انجام کاری که به آنها محول شده خودداری کنند. در بیشتر مواقع، کودکان خجالتی هنگام احوالپرسی مادر با سایرین به مادرشان می‌چسبند اما در برخی مواقع با ادامه رفتار می‌خواهند دیگران از او سؤال کرده و با او صحبت کنند و مرکز توجه شود.

 

بزرگش نکنید

خجالتی بودن کودک را امری غیرطبیعی و مهم جلوه ندهید ولی به او توجه داشته باشید تا سعی در جلب توجه شما از راه‌های دیگر از‌جمله خجالت کشیدن نکند.

 

او را اجتماعی کنید

با مهربانی و آرامش اعتماد به نفس کودک را تقویت کرده و او را از بدو خردسالی به جمع دیگران به‌ویژه کودکان ببرید. به بچه بیاموزید که برخی کارها مانند سلام کردن از رفتارهای خوب و مودبانه به حساب می‌آید.

 

آماده‌اش کنید

پیش از آنکه فرزندتان را به جمع دیگران ببرید برایش توضیح دهید  تا خود را آماده کند و دچار اضطراب نشود. بهتر است کودک، شما را راحت و با اعتماد به نفس  در میان جمع و در حال رفت و آمد و معاشرت ببیند و این شیوه را در پارک، منزل دوستان و... نیز به کار ببرید.

 

نگذارید شما را منزوی کند

باید با برقراری روابط مناسب با  دیگران برقراری ارتباط صحیح را به فرزندتان بیاموزید و اجازه ندهید کودک خجالتی، شما را از معاشرت با دیگران بازدارد.

 

منتشرشده در روانشناسی کودک

 

 کودکان از لحظه تولد کم کم به شنیدن صداهای محیطی واکنش نشان می دهند

 

یکی از مهم ترین و سازنده ترین ابعاد رشدی هر فردی، رشد زبان، یعنی نحوه سخن گفتن است. والدین با نوع آموزشی که در این زمینه به کودکانشان می دهند می توانند آن ها را افراد خوش زبان و یا بد زبان پرورش بدهند. برای هر پدر و مادری لازم است که با مراحل رشد گویایی و یا همان زبانی فرزندش آشنا بشود و راهکارهای مناسب برای آموزش صحیح آن را به فرزندان یاد بگیرند.

 

هر انسانی از قبل از تولد (دوران بارداری) تا لحظه مرگ در ابعاد مختلفی رشد می کند. رشد جسمانی، عقلی، اخلاقی، عاطفی و زبانی. تمام ابعاد رشدی برای زندگی هر فردی لازم می باشد. اما از بین آنها رشد زبانی و یا گویایی می تواند مهم ترین و سازنده ترین بعد باشد. زیرا زبان یکی از بهترین راه های برقراری ارتباط با محیط اطراف هر فردی است.

 

غان و غون  

کودکان از لحظه تولد کم کم به شنیدن صداهای محیطی واکنش نشان می دهند. از شنیدن هر صدایی لذت می برند. بعد از گذشت چند ماهی از تولد، کودک به دلیل الگوپذیر بودن  سعی به تکرار صداهایی که می شنود، می کند.  پدر و مادر باید به این نکته توجه داشته باشند که هر صدا و هر کلمه ای را که کودکان مداوم بشنوند، قطعا یک روزی آنها را به کار می برند. اگر والدین در خانه با یکدیگر با لحن آرام و ملایم و با استفاده از کلمات مناسب با یکدیگر صحبت کنند می توانند بر روی رشد صحیح و مناسب گویایی فرزندشان تاثیر مثبتی را بگذارند. 

 

سه سالگی سن تکمیل رشد گویایی 

اگر محیط خانه یک کودک محیط مناسبی باشد، یعنی والدین با فرزندشان زیاد صحبت کنند، برایش شعر و قصه بخوانند، به صداهای مثبتی که از خود در می آورند واکنش مثبت نشان دهند و کودکشان را ترغیب به حرف زدن نمایند، در این صورت کودک آنها می تواند تا پایان سن 3 سالگی، از دامنه لغات بالایی برخوردار باشد و به راحتی می تواند حرف بزند. اما اگر محیط گفتاری کودک مناسب نباشد ممکن است یکی از دلایلی باشد که رشد زبانی آن ها را به تاخیر بیاندازد. 

 

در دوران بارداری و شیر دهی با فرزندت حرف بزن 

یکی از راهکارهایی که می تواند به رشد زبانی فرزندان کمک کند این است که با آنها زیاد صحبت شود. هم در دوران بارداری و هم در زمان شیر دهی با فرزندتان صحبت کنید و هنگامی که او سعی کرد از دهان خود صدایی را مشابه صدهای شما بیرون آورد، او را تشویق کنید تا او متوجه کار مثبتش بشود و تلاش خود را برای تکرار آن رفتار انجام بدهد. 

 

شنیدن کلمات منفی ممنوع 

در برخی موارد در فیلم ها و کارتن هایی که کودکان می بینند، کلمات مناسبی گفته نمی شود و یا با لحن مناسبی صحبت نمی شود. به دلیل اینکه کودکان  مشاهده گرهای توانا و الگوپذیرهای قابلی هستند، به راحتی می توانند آن حرف ها یا کلمات نامناسب را یاد بگیرند و تکرار کنند. سعی کنید قبل از دیدن هر فیلم و کارتنی توسط فرزندتان، ابتدا خودتان آن را مشاهده کنید و زمانی که متوجه شدید مشکل گفتاری در آن ها وجود ندارد، برای فرزندتان هم بگذارید. 

 

حتی اگر  با بستگان و یا آشنایانی رفت و آمد می کنید که لحن و کلمات مناسبی را در گفتارش به کار نمی برند، بهتر است تا زمانی که کودک تان کاملا حرف زدن را یاد نگرفته است، رفت و آمد خود را با او کمتر کنید. زیرا دیدن و شنیدن جملات جدید و متفاوت برای کودکان جذابیت دارد و ممکن است که آن ها را یاد بگیرد و به کار ببرد.

 

تشویق به جای تنبیه ممنوع 

یکی دیگر از راهکارهای آموزش تشخیص حرف های خوب از بد به فرزندان، این است که پدری و مادر با یکدیگر صحبت کنند و همچنین به بقیه افراد فامیل مثل خاله ها و عمه ها، پدربزرگ ها و مادربزرگ ها، و همچنین فرزندان بزرگتر بگویند که اگر کودک شان در کنار آنها حرف زشت و ناپسندی را زد به او واکنش مثبت نشان ندهند و به او نخندند. زیرا اگر به حرف های زشت کودکان واکنش نشان داده بشود، کودک ممکن است فکر کند که حرفی را که زده خوب و مثبت بوده و سعی می کند که دوباره آن را تکرار کند. ولی اگر در برابر کلمات نا پسند خود هیچ گونه واکنشی چه مثبت و چه منفی را نبیند دیگر آن را تکرار نمی کند. 

 

پایه گذاری ارزش ها 

به صورت کلی وظیفه والدین و مربیان مهدهای کودک این است که تا قبل از 7 سالگی به پایه گذاری ارزش ها در ابعاد مختلف در کودکان بپردازند. اگر تا قبل از این سن در ابعاد مختلف فرهنگی، مذهبی و اجتماعی بتوانیم خوبی ها و بدی و به صورت کلی ارزش ها را به کودکان از طریق غیر مستقیم یعنی بازی کردن، قصه خواندن، شعر خواندن و فیلم دیدن، آموزش بدهیم بعد از ورود به مدرسه و با فرا رسیدن 7 سالگی کودکان کم کم می توانند طبق آموزشی که دیده اند خوبی ها را از بدی ها تشخیص بدهند.  

 

منتشرشده در روانشناسی کودک

 

هر فردی از بدو تولد یکسری نیازهایی دارد که باید برآورده شوند

 

دنیای کودکانه دنیای عجیبی هست. دنیایی همراه با سادگی و صداقت، دنیایی همراه با مهربانی و عطوفت. کودک هم یکی از اعضای یک خانواده هست. خانواده شامل پدر و مادر و فرزند است. اگر اعضای خانواده بخواهند با اعتماد به نفس باشند و خودشکوفا، باید هنرهمزیستی یا همان مهارت های برقراری ارتباط با یکدیگر و رفع نیازهای یکدیگر را بیاموزند. پس پدر و مادر برای داشتن فرزندان شاد باید مهارت های رفتار کردن با او را یاد بگیرند. 

 

هر فردی از بدو تولد یکسری نیازهایی دارد که باید برآورده شوند. اگر هر یک از این نیازها به موقع و صحیح تامین نشود می تواند فرد را در بزرگسالی با مشکل رو به رو کند. از زمان تولد تا حدود 7 سالگی یک فرد، می تواند مهم ترین و تاثیرگذارترین سالهای زندگی آن فرد باشد. زیرا تقریبا درصد زیادی از شخصیت یک فرد در این سنین شکل می گیرد. نوع رفتاری که والدین با فرزندشان دارند و نوع نیازهایی را که در او تامین می کنند می تواند به شدت بر روی شکل گیری شخصیت کودکان تاثیرگذار باشد.

 

هرم نیازها 

یکی از مهم ترین روانشناسانی که در رابطه با نیازهای افراد در سنین مختلف صحبت کرده است آبراهام مزلو است. از نظر آبراهام مزلو، انسان ها 5 طبقه نیاز ذاتی و ضروری دارند که تامین نیازهای آنها است که هم منجر به یادگیری می شود و هم اعتماد به نفس افراد را بالا می برد. 3 طبقه اول نیازهای مزلو مربوط به دوران قبل از دبستان و زیر 7 سالگی است.

 

این نیازها به ترتیب زیر است:

الف- نیازهای زیستی یا فیزیولوژیک (غذا، آب، مسکن، پوشاک)

ب- نیاز به ایمنی (وجود نظم و ثبات در زندگی)

ج- نیاز به تعلق داشتن (عشق)

د- نیاز به عزت نفس (احترام از جانب خود و دیگران)

ه- نیاز به خودشکوفایی

 

تامین این نیازها در یادگیری کودکان و بالا بردن اعتماد به نفسشان بسیار اهمیت دارند. 

 

نیازهای جسمانی 

 نیازهای فیزیولوژیک که شامل آب، غذا، هوا و مسکن است، از طریق غذا و آب خوردن، مسکن و محیط زندگی مناسب، پوشاک مناسب و محبت پدر و مادر تامین می شود. والدین باید بلافاصله به این نیازهای کودکان حداقل تا حدود 3 سالگی بدون درنگ پاسخ بدهند. اگر کودک گرسنه یا تشنه هست، این نیازش باید بلافاصله تامین شود. اگر لباسش را کثیف کرده باید تعویض شود. کم کم از حدود 3 سالگی با فاصله های زمانی بسیار بسیار کوتاه آموزش صبر را به فرزند باید شروع کنیم.  تامین این نیاز منجر به شکل گیری امنیت در فرزندان می شود. 

 

نیاز به امنیت

نیاز به امنیت یعنی دور بودن از خطر، هنگامی که کودکان مطمئن شوند از طرف افراد یا محیط اطراف خود خطری آنها را تهدید نمی کند احساس راحتی می کنند و به جستجو در محیط می پردازند. این نیاز از مهمترین نیازهای دوران نوزادی است. مزلو اعتقاد دارد که آزادی کامل و سهل گیری در کودکان ایجاد اضطراب  می کند.

 

پس تا حدی برنامه ریزی و ایجاد نظم و محدودیت در کارهای کودکان مفید است. حتی اگر فرزندی از لباس کثیفش ناراحت باشد و یا اینکه به هر دلیلی گریه می کند، تا حدود 3 سالگی با تامین این نیاز می تواند نیاز به امنیت را نیز در کودک تامین کرد. کودک متوجه می شود که کسی هست که بتواند به او غذا بدهد یا به او در تعویض لباس هایش کمک کند پس متوجه می شود دنیای محل زندگیش، دنیای امنی هست و کسانی هستند که او را دوست داشته باشند. پس در این حالت زمینه تامین نیاز بعدی یعنی نیاز به محبت فراهم می شود.

نیاز به محبت کودک,نیاز به استقلال در کودکانیکی از نیاز های کودکان، نیاز به احساس تعلق پذیری و عشق و محبت است

 

نیاز به محبت 

سومین نیاز، نیاز به احساس تعلق پذیری و عشق و محبت است، یعنی پذیرفته شدن از سوی دیگران و دوست داشته شدن. این احساس به کودک کمک می کند تا به یادگیری بپردازد و اعتماد به نفس و عزت نفس بالایی را داشته باشند. بعضی از کودکان نمی توانند باور کنند که دیگران آنها را دوست دارند و در این زمینه شک می کنند. به همین جهت ممکن است رفتارهای نامناسب نشان دهند و خود را به بزرگترها بچسبانند. این کودکان برای برطرف کردن خواسته های خود کارهای نامطلوب انجام می دهند. 

 

یادگیری کودکان زمانی صورت می گیرد که نیازهای آنها به ترتیب اولویت تامین شود. کودک گرسنه و تشنه، کودکی که لباس مناسب نپوشیده و ... نمی تواند یادگیری داشته باشد و همچنین نمی تواند درک خوبی از محیط زندگی اش داشته باشد و در نهایت نمی تواند خودش را دوست داشته باشد. قرار دادن یک برنامه صبحانه، میان وعده و ناهار مناسب در منزل یا کودکستان ها می تواند مفید باشد. همچنین والدین نیز باید به گونه ای رفتار کنند که احساس امنیت و دوست داشته شدن را در کودکان ایجاد کنند. زیرا کودکی که احساس اضطراب و نگرانی و طرد شدن داشته باشد نمی تواند آرام در جایی باشد و به یادگیری بپردازد و نمی تواند خودش را هم دوست داشته باشد پس به عنوان یک فرد ناتوان رشد می کند. تمام این مطالب برای مربیان مهدهای کودک نیز صدق می کند و باید رعایت کنند.

 

نیاز به استقلال 

یکی از مهم ترین نیازهایی که یک کودک می تواند داشته باشد، نیاز به استقلال و مستقل بودن است. والدین باید با حفظ یک چهارچوب و ساختار مشخص، به فرزندشان استقلال بدهند. یکی از راهکارهای آن می تواند این باشد که از کودکتان بخواهید برای رفتن به مهمانی از بین 4 دست لباسی که شما انتخاب کرده اید، می تواند یکی را انتخاب کند. یا اینکه برای ناهار 3 غذا به او پیشنهاد بدهید و بخواهید که یک نوع آن را برای ناهار یا شام انتخاب کند. این گونه کودک متوجه استقلال و مشورت گیری از او، می شود. این نیاز را باید از حدود 4 الی 5 سالگی در کودکان تامین کرد.  

 

منتشرشده در روانشناسی کودک

 

 

 

ترس از مدرسه بیشتر در دانش آموزان مقطع دبستان که ترس از جدایی از والدین در آن ها وجود دارد، مشاهده می شود. نفسم داشت بند می آمد، پاهایم رمقی برای حرکت نداشت، دستانم می لرزید، گلویم خشک شده بود، دوست داشتم به خانه بازگردم، اشک هایی که در چشمانم حلقه زده بود، جلوی دیدم را گرفته بود. سرجایم میخ کوب شده بودم که نفر پشت سری هلم داد و گفت: برو! ترس نداره که ...!

گاهی کودکانی که ار مدرسه رفتن هراس دارند اعتراضشان را با گریه و کج خلقی نشان می‌دهند. خودداری از رفتن به مدرسه طیفی دارد که یک سر آن گاهی مدرسه رفتن است و سر دیگر آن به زور مدرسه رفتن یا برای همیشه مدرسه نرفتن علائم اضطراب آنان به اشکال مختلف مانند سردرد، تهوع، گیجی، تب و... بروز می کند.

 

گاهی اعتراض این کودکان با گریه و کج خلقی هایی که به رفتار پرخاشگرانه و مخرب تبدیل می شود، همراه است و معمولا زمانی که فشار برای رفتن به مدرسه از کودک برداشته می شود، این علائم ناپدید می شود. اصطلاح «هراس از مدرسه» اصطلاحی جامع و فراگیر است. ریشه بیشتر این حالات همان ترس از ترک خانه است و اگر کودک را وادار به مدرسه رفتن کنیم، اضطراب او به هراس مبتدل می شود.

 

درواقع مدرسه نماینده دنیای خارج و نوعی واقعیت است که با واقعیتی که کودک در خانه تجربه کرده متفاوت است. کودکان «مدرسه هراس» مواجهه با این واقعیت را نمی‌توانند تحمل کنند. خودداری از رفتن به مدرسه طیفی دارد که یک سر آن گاهی مدرسه رفتن اسنت و سر دیرگ آن به زور مدرسه رفتن یا برای همیشه مدرسه نرفتن. این امتناع در میان دختران و پسران به یک اندازه رایج است و عمدتا بین سنین 5، 6، 10 و 11 سالگی ظاهر می‌شود.

  

ترس‌های مفرط و غیرمعقول از مدرسه معمولا برای اولین بار در دوره پیش دبستانی، کودکستان یا کلاس اول نمایان می شوند و در کلاس دوم به اوج خود می رسند، با این حال رفتار خودداری از رفتن به مدرسه می تواند در هر سنی رخ دهد و معمولا هم پس از یک دوره ماندن در خانه که طی آن کودک بیش از حد معمول، نزد پدر یا مادر خود بوده است ظاهر می شود.

 

واقعیت این است که درمان کودک مدرسه هراس بسیار بااهمیت است و والدین نباید نسبت به آن بی تفاوت باشند، چرا که مدرسه نرفتن تاثیرات بدی بر کودک و خانواده می‌گذارد. برای مثال موجب اختلافات خانوادگی و به هم ریختن خانواده می شود، مشکلات تحصیلی ایجاد می کند، تعاملات اجتماعی کودک را کم می کند و زمینه‌ساز بزهکاری، اضطراب و افسردگی می شود و عواقب اقتصادی دارد.

 

علل مدرسه هراسی

تشخیص این که کودکان به دلایل مختلف از حضور در مدرسه خودداری می ورزند اهمیت به‌سزایی دارد. بهره هوشی بیشتر این کودکان در حد متوسط یا بالای متوسط نشان می دهد که مشکلات تحصیلی علت بی میلی آنها به مدرسه نیست. گاهی اوقات ترس از مدرسه، از اطلاعات محض از معلم یا دیگران و مقررات خارج از خانه، مقایسه شدن با کودکان ناآشنا و تجربه ترس از شکست ناشی می شود. برخی کودکان به دلیل تمسخر، آزار، تهدید و زورگویی بچه های دیگر و مورد انتقاد قرار گرفتن یا تنبیه شدن توسط معلم از مدرسه می‌ترسند.

 

برای بسیاری از کودکان ترس از رفتن به مدرسه درواقع دور شدن از والدینشان (اضطراب جدایی) است. اکراه و امتناع از رفتن به مدرسه می تواند به دلایل مختلف باشد. در مواردی هم  ترس کودک از این ترس شدید و غیرمنطقی ناشی می شود که تصور می‌کند در جمع، ارزیابی می شود یا خجالت می‌کشد، زیرا مجبور است در کلاس درس جواب دهد.

 

در برخی از کودکان مبتلا به مدرسه هراسی، مراسم صبحگاهی استرس‌زاست و اغلب این کودکان دچار هراس از مکان های بسته هستند. شاید به همین دلیل برای برخی از این کودکان لازم باشد که هر وقت احساس ضعف و سستی می کنند بتوانند کلاس را ترک کنند.  

 

اضطراب جدایی، عامل اساسی در مدرسه هراسی کودکان

ترس‌های مدرسه‌ای کلا در 4 مرحله خود را نشان می‌دهند؛ مرحله اضطراب ناشی از جدایی، مرحله امتناع از مدرسه رفتن، مرحله آشفتگی مرضی درونی و بالاخره مرحله احساس درد، تهوع و به‌هم خوردگی دل که البته اساس آن اختلال اضطراب جدایی است. کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی نسبت به جدایی از اوالدین یا دور شدن از خانه، اضطراب مفرط، ناتوان‌کننده و نامتناسب با سن خود را نشان می دهند.

 

این گونه ترس ها ممکن است در کودکان به صورت احساس اضطراب مبهم بروز کند یا کودک هر شب کابوس ببیند که او را دزدیده اند، کشته شده است یا والدین او مرده‌اند. برای این کودکان دشوار است که به تنهایی در یک اتاق باشند، تنها بخوابند، خرید کنند و به مدرسه یا اردو بروند.

 

کودکان مبتلا به این نوع اضطراب اغلب تمایل دارند در أغوش والدین‌شان باشند، آن‌ها را سایه به سایه دنبال کنند و شب‌ها کنار آن‌ها یا درست پشت در اتاق خواب آن‌ها بخوابند.

 

در کودکان بزرگ‌تر شکایت‌های جسمانی خاص یا اظهار ناراحتی عمومی در مدرسه متداول است و معمولا باعث می شود کودک به خانه بازگردانده شود. کودکان مبتلا هنگام جدایی از والدین خود بی‌تاب می‌شوند و به هر عذر و بهانه‌ای متوسل می‌شوند تا دوباره پیش پدر و مادرشان برگردند.

 

عملکرد تحصیلی این دسته از کودکان به خاطر درخواست های مکرر برای خارج شدن از کلاس درس، نگرانی شان نسبت به جدایی از والدین و غیبت های مکرر از مدرسه پایین است.

 

درواقع می توان گفت با توجه به این که اضطراب جدایی در 9 تا 18 ماهگی بهنجار است، اختلال اضطراب جدایی به این دلیل ایجاد می شود که کودک نتوانسته این مرحله رشدی را با موفقیت پشت سر بگذارد یا بر اثر استرس، به مراحل قبلی رشد برگشته است.

 

ویژگی‌های کودکان مدرسه هراس و شناخت علل این موضوع

 شواهدی وجود دارد که نشان می دهند اختلال اضطراب جدایی می تواند پیش درآمدی برای اختلال وحشت زدگی یا هراس از مکان های باز در بزرگسالی باشد. بالا بودن شیوع اختلال اضطراب جدایی فرزندان مادرانی است که اختلال اضطرابی و افسردگی دارند و بالابودن شیوع آن بین خواهر و برادرهای کودکانی است که اختلال اضطراب جدایی دارند.

 

 

ظاهرا آن‌ها به گونه‌ای غیرعادی به مادرانشان متکی هستند و بیش از اندازه نگران حال آن‌ها می‌باشند. در بسیاری موارد این کودکان، مستعد پاره‌ای ناراحتی های عاطفی هستند و هراس از مدرسه فقط یکی از اشکال متعددی است که حالت رکود و شکست را منعکس می کند.

 

همچنین محققان دریافته‌اند که کودکان مبتلا به این اختلال به شدت در معرض خطر ابتلا به هراس اجتماعی هستند که در آن وضعیت‌های اجتماعی (برای مثال معاشرت با غریبه‌ها، قرار گرفتن در موقعیت‌هایی که انسان را دستپاچه می‌کنند و...)، اضطراب‌زا می‌شوند. چنین به نظر می‌رسد که پسرانی که مادرانشان مریض هستند در برابر این اختلال آسیب‌پذیرتر از دیگرانند.

 

می‌توان گفت نشانه یا عارضه هراس از مدرسه گرچه فقط یکی از شیوه‌های بروز درد است گاه به اختلال رابطه میان یکی از والدین و کودک اشاره دارد.   

 

ویژگی‌های کودکان که از مدرسه می‌هراسند:

1) در محیط زندگی آنان تبعیض وجود دارد.

2) سطح وابستگی به مادر در برخی از آنان شدید است.

3) برخی از مادران از تیپهای سلطهجو بودهاند که سعی داشتهاند کودک را در انحصار خود داشته باشند یا مادرانی مضطرب دارند.

4) احتمالا والدینشان از آن دسته افرادی بودهاند که سعی داشتهاند فرزندشان هرگز از خانه خارج نشود.

5) اغلب این بچهها ترسو و خجالتی هستند

6) اغلب تصور نادرستی از توانایی های خود بخصوص در مقایسه با دیگر بچه ها دارند.

7) برخی از آن‌ها در مدرسه و گاهی در خانه احساس تنهایی می کنند.

 

عواملی که مدرسه هراسی کودکان را تشدید می کند:

1) درگیری والدین در خانه که کودک را در زمانی که در مدرسه است دچار اضطراب و دلواپسی می کند.

2) نقص جسمانی کودک.

3) داشتن معلم سختگیر تا تنبیه در مدرسه.

4) سختی و مقررات و ضوابط مدرسه.

5) درگیری و کتک کاری با دیگر بچهها در مدرسه.

6) تولد فرزندی جدید و احساس ناکامی و محرومیت و سرخوردگی.

 

پاره ای از اقدامات اصلاحی:

1) القاء به کودک که مدرسه ترسی ندارد.

2) کمک و یاری کودک برای حل مشکلات مدرسهای

3) صحبت کردن در مورد مزایای درس خواندن و باسواد شدن

4) بالا بردن جرات و اعتماد به نفس کودک برای غلبه بر مشکلات درسی

5) بیشتر کردن رابطه بین مدرسه و خانه و یاری خواستن از معلمان

6) سهل و آسان جلوه دادن  ضوابط و مقررات مدرسه

7) یاری کردن کودک در انجام تکالیف درسی و تحسین و تمجید به موقع وی

8) دادن جایزه به کودک و تشویق وی

9) نادیده گرفتن برخی از خطاهای کودک و به اصطلاح «مته به خشخاش نگذاشتن»

10) گاهی رفتن به مدرسه با کودک، روحیه دادن و محبت به کودک

11) از میان بردن عوامل نفرت از مدرسه مانند تنبیه و سرزنش و سخت جلوه دادن تکالیف.

 

 شما نمی‌توانید کودک خود را مجبور کنید که مدرسه را دوست داشته باشد، ولی می توانید باعث ایجاد اعتماد و امنیت در او شوید. می توانید کمک کنید با احساساتش کنار بیاید و او را به سوی راه حلی احتمالی هدایت کنید.

 

در عین حال، شما می توانید رفتارهایی را که به نحوی باعث ایجاد مشکل شده اند، تغییر بدهید یا حذف کنید به عنوان مثال:

 برای ماندن در منزل، شرایط خاصی را تعیین کنید. برای مدرسه نرفتن شرایط مشخصی تعیین کنید. اگر کودک بیمار است باید در رختخواب بماند و حق نداشته باشد با دوستانش بازی کند. علت نرفتن به مدرسه را پیدا کنید. سعی کنید بدانید چه عاملی در مدرسه کودکتان را آزار می دهد که از رفتن به آنجا خودداری می کند.با کودک خود صحبت کنید و او را تشویق کنید تا تمام خبرها و اتفاقاتی را که باعث می شوند تا او به مدرسه نرود را برای شما بگوید.

 

با معلم کودکتان صحبت کنید و مشکل را با وی در میان بگذارید. شاید او بتواند در حل و رفع این مشکل به شما کمک کند.

کودک را به ایجاد دوستی‌های مدرسه‌ای تشویق کنید. به کودک خود کمک کنید با همکلاسی‌هایش دوست شود و دوستی‌هایش را با آنان گسترش دهد.

به غر زدن کودک توجه نکنید. به جی آن، نظرات مثبت و اشتیاق کودک را به مدرسه رفتن تشویق کنید و به او پاداش دهید.

به کودکتان برای مرتب رفتن به مدرسه امتیاز بدهید. تا به تدریج کودکتان راه بیافتد.

برای ترس کودکتان از مدرسه از یک متخصص کمک بخواهید. برخی از کودکان به شدت از مدرسه گریزانند.  اگر کودک شما این طور است از یک متخصص کمک بخواهید تا این مشکل از بین برود.

 

 

منتشرشده در روانشناسی کودک

 

اسباب بازی هنگام خرید اسباب بازی ها والدین باید توجه داشته باشند که نه تنها بی خطرترین، خوش رنگ ترین ، سرگرم کننده ترین و آموزشی ترین اسباب بازی را انتخاب کنند بلکه باید به خواست كودك و علاقه او هم توجه داشته باشند، البته نباید برضرورت توجه به كيفيت اسباب بازي‌ها و تاكيد روانشناسان بر انتخاب بهترين گزينه را هم فراموش کرد.

 انتخاب اسباب‌بازی یا انجام بازی مناسب برای کودک از جمله دغدغه‌های والدین است. وسایل یا بازی‌هایی که هم برای کودک جنبه سرگرمی و جذاب داشته باشد و هم به رشد ذهنی و جسمی او کمک کنند.

 

شاید فکر کنیم که باید از وسایل یا بازی‌های خیلی خاصی برای این منظور استفاده کنیم اما وقتی سراغ لیلاسادات موسوی‌راد، روانشناس کودک می‌رویم و از او درباره این موضوع می‌پرسیم اسباب‌بازی‌های ساده اما موثری را به ما معرفی می‌کند که شاید پیش از این از کارکرد بالای آن‌ها بی‌خبر بودیم. توضیحات او را در ادامه می‌خوانید؛

 

به طور کلی اسباب‌بازی‌های خوب، هم جنبه آموزشی دارند و هم جنبه فکری و می‌توانند امکان خوبی را برای تخلیه هیجانی کودک فراهم کنند. نکته‌ای که وجود دارد این است که هر بازی کارکردهای خودش را دارد و روی بخش‌های مختلف جسمی و ذهنی کودک تاثیرگذار است.

 

به همین دلیل والدین در هنگام تهیه اسباب‌بازی برای کودک می‌توانند با مشخص کردن حوزه‌ای که قصد دارند کودک‌شان در آن رشد پیدا کند، اسباب‌بازی مناسب را انتخاب کنند. اما می‌توان به چند مورد از اسباب‌بازی‌ها یا بازی‌های مناسب کودکان اشاره کرد و تاثیر آن‌ها را در موارد مختلف توضیح داد تا والدین بدانند که در هنگام خرید اسباب‌بازی برای کودک‌شان به چه نکاتی باید توجه کنند.

 

1) دارت

این بازی هم در میان بزرگسالان و هم در میان کودکان طرفداران خاص خود را دارد. علاوه بر اینکه بازی کم سروصدایی است و به فضا و امکانات خاصی نیاز ندارد اما برای افزایش تمرکز و مهارت‌های حرکتی و بدنی کودک بسیار مفید است.  

 

2) خمیربازی و گل‌بازی

 احتمالا هیچ کودکی پیدا نمی‌شود که از انجام این بازی‌ها لذت نبرد. اغلب کودکان به اینکه با دست‌شان ماده نرم و قابل انعطافی مانند خمیر یا گل را لمس کنند و شکل‌های مختلف بسازند علاقه زیادی دارند. توصیه ما به والدین این است که جلوی این گرایش کودک را نگیرند و با فراهم کردن شرایط بدون نگرانی از کثیف شدن کودک یا محیط اطراف به او اجازه دهند این بازی را با خیال راحت انجام دهد.

 

خمیر یا گل‌بازی می‌تواند تاثیر قابل توجهی در تقویت مهارت حرکتی کودک داشته باشد، برای کودکانی که مچ دست یا سرانگشتان ضعیفی دارند، انتخاب مناسبی است تا به تقویت این عضلات کمک کند. همچنین این بازی مقدمه مهارت دست گرفتن قاشق و کنترل آن و در سنین بالاتر مداد دست گرفتن توسط کودک است. علاوه بر این‌ها تخلیه هیجانی خوبی در این بازی نهفته است.

 

3) آجربازی

لگو یا آجربازی اسباب‌بازی شناخته‌شده‌ای برای والدین است. یک وسیله که از قطعات مختلف و متعددی تشکیل شده و این قطعات قابلیت سوار شدن روی هم و تشکیل یک سازه را دارند. همین وسیله به ظاهر ساده به عنوان بهترین بازی فکری شناخته می‌شود چون می‌تواند باعث رشد فکری و ذهنی و خلاقیت در کودکان شود.

 

این وسیله باعث می‌شود کودک هر بار با به کارگیری قوه تخیل و خلاقیت شکل جدیدی را بسازد و با انتخاب‌های بیشماری که برای نحوه قرار دادن قطعه‌ها دارد هر بار به نتیجه‌ای متفاوت برسد.

 

4) لی‌لی

این بازی محبوب دهه شصتی‌هاست که با توجه به فضای بازی که در حیاط منزل یا کوچه‌ها در اختیار داشتند با کمک یک گچ و یک تکه سنگ یا چوب ساعت‌ها با این بازی ساده سرگرم می‌شدند. خوشبختانه امروزه نوع آپارتمانی این بازی نیز به بازار آمده تا کودکانی که دیگر به گچ و سنگ و حیاط دسترسی ندارند بتوانند در خانه این بازی را انجام دهند. این بازی به دلیل چهارچوب و قوانینی که دارد باعث افزایش تمرکز و بالارفتن مهارت‌های حرکتی و ذهنی کودک می‌شود. 

  

 

 

منتشرشده در روانشناسی کودک
صفحه1 از2
کلیه حقوق این سایت متعلق به بانوی سبزمی باشد.
طراحی و پیاده سازیوبیگو

Search