سایت خبری بانوی سبز

تاریخ شمسی :
چهارشنبه - ۲ مرداد - ۱۳۹۸
تاریخ قمری :
الأربعاء / 22 ذو القعدة / 1440
تاریخ میلادی :
Jul 24 2019
ساعت :

بانوی سبز سایت خبری مخصوص بانوان

.مجموعه بانوی سبز با ارائه مطالب خبری،تخصصی و تفریحی و توجه به نیازها و دغدغه های بانوان توانسته جایگاه خوبی را در میان بانوان ایرانی بدست آورد.

بانوی آشپزخانه

دنیایی کودکان

بانوی روز

بانوی خانه

دین و زندگی

سرگرمی

مد روز

بانوی موفق

همه ما داوینچی را با اثر معروف «مونالیزا یا لبخند ژکوند » به خاطر داریم، اما دانستنی های جالبی در رابطه با این چهره ماندگار وجود دارد که افراد کمی از آن‌ها آگاه هستند. داوینچی در کنار هنر، به اختراع مسلسل و تلمبه پرداخت. 

وی برای برطرف کردن کنجکاوی خود دست به کالبدشکافی مرده ها می زد و با توجه به روحیه لطیفی که داشت پرنده ها را می خرید و آزاد می کرد. 

لئوناردو داوینچی رژیم غذایی گیاهخواری را در زمانی که مرسوم نبود آغاز کرد. پژوهشی که در سال 2010 درباره زندگی و رژیم غیرمعمول او انجام شد، نشان داد احتمالا او به خاطر سکته قلبی که پشت سر گذاشت، گیاهخوار شد. این هنرمند و مخترع بزرگ ایتالیایی اولین فردی بود که علت آبی بودن رنگ آسمان را توضیح داد. داوینچی به «بدخوانی» مبتلا بود، یعنی در نوشتن، خواندن و هجی کردن کلمات مشکل داشت. البته خوشبختانه استعداد نقاشی‌اش خوب بود!

 

«از آنجایی که داوینچی موقع نقاشی انگشتانش را کنار قلم مو می گرفت، پس به احتمال زیاد ردی از پوست یا موی او باید روی موم های نقاشی اش باشد و ما امیدواریم بتوانیم آن را پیدا کنیم.» این خلاصه حرف های یکی از اعضای مؤسسه جی کریگ ونتر در کالیفرنیاست که قرار شده در پروژه ای با پیدا کردن DNA داوینچی بزرگ از روی رد احتمالی انگشتانش روی یکی از مشهورترین تابلوهای او یعنی «ستایش مغان» بفهمند که آیا جسدی که در قبر فعلی او قرار دارد، متعلق به خودش است یا نه و علاوه بر آن بتوانند با مطابقت این DNA با DNA خویشاوندان باقیمانده از او، مشخصات ظاهری او بازسازی کنند. 

 

هنگامی که لئوناردو در سن 67 سالگی یعنی درست در روز دوم می سال 1519 میلادی به دلیلی نامشخص از دنیا رفت، در کلیسای کوچک سنت فلورنتین در قلعه سلطنتی دی آمبویز دفن شد اما بعدا در جریان انقلاب فرانسه این کلیسا تخریب و جسد لئوناردو هم گم شد. بیش از 350 سال گذشت تا اینکه یک تیم باستان شناسی آماتور، بقایایی از یک بدن را در خرابه های به جا مانده از این کلیسا پیدا کردند و به کلیسای دیگری به نام سنت هوبرت انتقال دادند.

 

به دلیل اینکه آنها شک داشتند این بدن متعلق به داوینچی باشد، پلاکی روی این قبر گذاشتند که نشان می دهد اینجا محل «احتمالی» دفن بدن نقاش و مخترع بزرگ دوران رنسانس است و حالا دانشمندان می خواهند به یقین برسند که آیا همه این سال ها سر کار بوده اند یا نه اما اگر بقایای DNA جسد با آنچه بروی بوم نقاشی مانده. مطابقت نکند هم دانشمندان ضرر نکرده اند چون در هر صورت آنها توانسته اند به DNA استاد بزرگ دست پیدا کنند و حالا وقت آن است تا از رازهای دیگر زندگی او پرده برداری کنند.

 

تا حالا کتاب ها، فیلم ها و داستان های زیادی درباره زندگی خالق تابلوی مونالیزا نوشته، ساخته و سروده شده است. اصلا درباره این تصویر پرفریب نظر داده اند. شاید خیلی از این موارد را شما هم شنیده، خوانده و دیده باشید اما مطمئن باشید هنوز هم چیزهایی درباره زندگی داوینچی وجود دارد که از شنیدنش تعجب خواهید کرد. 

 

زمانی که داوینچی مرد، بیش از 6 هزار صفحه نوشته از خودش به جای گذاشت که شامل عقاید شخصی اش، فهرست های خواربار و البته جوک های زشت بود! او همچنین در این نوشته ها با جزییات، به منابع الهامش، علاقه اش به شهرت و احساس عمیق اندوهش اشاره کرده بود و همه اینها شدند اساس ساخت فیلم جدیدی درباره او با عنوان «درون ذهن لئوناردو» و این نشان می دهد که هنوز اشتیاق زیادی برای دانستن اسرار زندگی داوینچی وجود دارد و اینجا به چند تا از جذاب‌ترین حقایق، شایعات و رازها درباره او اشاره می کنیم.

 

اسرار زندگی لئوناردو داوینچی :

 

پسرکی از وینچی

لئوناردو در 15 آوریل سال 1452 نزدیک شهر وینچی به دنیا آمده، جایی که الان در ایتالیا به نام منطقه توسکانی شناخته می شود. بیشتر مورخین می گویند که پدر او یک ملاک و صراف ثروتمند به نام سر پیرو فروزینو دی آنتونیو داوینچی بوده و مادرش کاترینا هم به عقیده بیشتر مردم از یک خانواده کشاورز بوده است. اگرچه برخی از کارشناسان تاریخی بر این باورند که کاترینا کنیز یا کلفت خود «سر پیرو» بوده است و البته همه در این باره متفق‌القول هستند که این دو نفر هیچ گاه با هم ازدواج رسمی نکردند.

 

لئوناردوی کوچک تا پنج سالگی با مادرش زندگی کرد و سپس به خانه پدری اش منتقل شد که با یک زن دیگر ازدواج کرده بود. نوشته های خود او نشان می دهد که رابطه عاطفی او و مادرش پس از این، تنها به فرستادن نامه محدود می شده و این اولین ضربه روحی برای دانشمند آینده بود که البته خیلی هم لئوناردو را درگیر نکرد و اسناد نشان می دهد رابطه او با پدرش بسیار عمیق تر بوده و مرگ پدر، تألم روحی شدیدتری را برای او به بار آورد.

.

برخلاف دیگر هنرمندان شناخته شده دوران رنسانس، لئوناردو هیچ گاه تحت آموزش رسمی قرار نگرفت و به جای آن، توانست در خانه خودشان، خواندن، نوشتن و ریاضیات را فرا بگیرد که نشان از فضای علمی و فرهنگی خانه شان دارد. بزرگ شدن در محیط روستایی توسکانی باعث شد داوینچی جوان بیشتر زمانش را بیرون از خانه سپری کند؛ جایی که او شیفته طبیعت شد. دست نوشته های او نشان می دهند که او علاقه عجیبی به ویژگی های آب به عنوان مایع حیات داشت. همان طور که به پرواز پرنده ها و رفتار جانورها هم دقت می‌کرد.

 

درواقع، اولین چیزهایی که لئوناردو از دوران کودکی اش به یاد می آورده، تصویر نشستن یک پرنده کوچک روی صورتش و حرکت دم آن روی لب های کودک بوده که نشان می دهد آن موقع رابطه حیوان و انسان چیزی فراتر از درک ما بوده است. وقتی لئوناردو به نوجوانی رسید و از آب و گل بیرون آمد، قرار شد به فلورانس برود و نزد یکی از نقاشان بزرگ آن شهر یعنی آندره آدل وروچیو تحت تعلیم قرار بگیرد و زمان زیادی طول نکشید که شاگرد جوان خودش تبدیل به استاد بزرگی شد. شایعه است که وقتی داوینچی تصویر یکی از فرشتگان نقاشی وروچیو به نام غسل تعمید مسیح را کشید، استاد باتجربه چنان تحت تأثیر قرار گرفت که از روی فروتنی اعلام کرد دیگر هرگز نقاشی نخواهدکرد!

 

داوینچی یک عادت خیلی بد در زندگی اش داشت و آن هم تنبلی بود و به همین دلیل بسیار آرام و سر حوصله نقاشی می کرد و این باعث شد خیلی از کارهایش هیچ وقت تمام نشوند. به غیر از تابلوی مونالیزا که در موزه لوور پاریس نگهداری می شود، تابلوی باکره و کودک یکی از نقاشی های تکمیل نشده او است که در همین موزه وجود دارد.

 

همچنین تابلوی دیگری در موزه واتیکان وجود دارد به نام سنت ژروم در بیابان که آن هم هیچ وقت تکمیل نشده است؛ تابلویی که در آن پرتره ای از سنت ژروم بهم همراه تصویری از یک شیر که همیشه همراهش بوده، وجود دارد اما شاید جذاب‌ترین و معروف‌ترین کار ناتمام داوینچی تابلوی ستایش مغان باشد که گفته می شود داوینچی در آن تصویری از خودش را کشیده است. 

 

این نقاشی در سال 1481 رها شد و از سال 1670 در کالری یوفیزی فلورانس نگهداری می شود. در راستای همین تنبلی‌ها، داوینچی کلی اختراع نیمه کاره هم دارد و هیچ کدام از نوشته های او هم تا زمانی که زنده بود، منتشر نشدند.

 

به علوم نظامی علاقه داشته است

بعد از اینکه داوینچی فلورانس را ترک کرد و برای یک شروع جدید به میلان رفت، نیاز داشت تا درآمد کسب کند و به این منظور به لودویک اسفورتزا، دوک میلان نزدیک شد. قرارداد بین این دو نفر ساخته مجسمه برنزی یک اسب جنگی غول پیکر بود که این پروژه هنگام حمله فرانسه به ایتالیا رها شد. اما یک اسب جنگی بزرگ همه طرح های داوینچی برای دوک میلان نبود. همان موقعی که او سفارش ساخت اسب را گرفت، چهار طرف دیگر برای ساخت ابزار جنگی داشت که شامل دست نوشته ها و طراحی هایی برای ساخت توپ ها، ماشین های دودزا، پله ای متحرک و البته وسایل نقلیه مسلح می‌شد.

 

برعکس می نوشت

داوینچی این توانایی را داشته که آینه نویسی کند؛ یعنی اینکه می توانسته از راست به چپ بنویسد. یا اینکه اصلاً نوشتن را از صفحه آخر شروع کند و آخر سر به اول بحث برسد. این کار معمولاً به این منظور انجام می شده که کسی از رمز و راز کارهایش باخبر نشود و کسانی هستند که اعتقاد دارند او یک مرتد بوده و می گویند که این نوع نوشتن درواقع نوشتن شیطان است که از شخصیت وی بر می آید! اما حقیقت این است که این تنها نوعی از نوشتن بوده است.

 

لئوناردو دستی هم بر آتش خطاطی داشته و وقتی خیلی سر حال بوده یا می خواسته روی نقشه ها چیزی بنویسد، وارد نستعلیق می‌شده؛ اما در بیشتر موارد چندان حس و حال نداشته و نامه هایش را هم بلند بلند می خوانده تا بقیه بنویسند.

 

در مورد هویت زنی که مشهورترین پرتره جهان به نام او ثبت شده، تا سال های طولانی شک و البته فرضیات گوناگون وجود داشته و دارد. برخی اعتقاد داشتند که این زن، اسفورتزا، کاترین، مادرش، کاترین بوتی دل وکا یا حتی خواهر ناتنی اش بیانکا باشد، اما حالا خیلی ها اعتقاد دارند که مونالیزا یک پرتره از خود داوینچی است و توانسته اند این را با جا به جایی دو چهره در کامپیوتر نشان دهند ولی بیشتر کارشناسان تقریباً مطمئن هستند که این زن، لیزا گراردینی است و کلمه مونا مخفف کلمه مدونا یا آن چیزی است که حالا به آن لیدی (خانم) می گویند.

 

انگشت شستش گم شد

 

یکی از آخرین رازها درباره داوینچی به جسد او بر می گردد و اینکه معلوم نیست چه بلایی سر استخوان انگشت شستش آمده است. وقتی کلیسای محل دفن او خراب شد، محتویات قبر او هم بیرون ریخت و از آنجا که بچه های آن دوره و زمانه خیلی نترس بودند، عادت داشتند در چنین جاهایی با استخوان مردگان بازی کنند اما خوشبختانه در سال 1863 شاعری به نام آرسن هوسایه، اسکلت او را پیدا کرد. در حالی که بازویش خم شده بود و جمجمه اش بسیار پهن بود. او و دیگران شروع کردند به جمع آوری استخوان ها و در کنار آنها یک تکه کاغذ پیدا کردند که رویش نوشته بود EO DUSVINC که شاید تلفظ لاتین لئوناردو داوینچی باشد. با جمع آوری استخوان ها معلوم شد که همه اجزا وجود دارند غیر از استخوان شست او که هنوز هم پیدا نشده است.

 

منتشرشده در راز هنر

 

 

 یکی از آثار«لئوناردو داوینچی» که آخرین اثر او قبل از مرگ اش بود به عنوان گران‌ترین اثر نقاشی جهان به قیمت ۴۵۰ میلیون دلار در یک حراجی به فروش رفت.

 

به گزارش بانوی سبز به نقل از رویترز، در حراجی کریستیز نیویورک، نقاشی «لئوناردو داوینچی» از حضرت مسیح (ع) با عنوان «سالواتور موندی» با فروش ۴۵۰ میلیون دلاری، رکورد گران‌ترین اثر نقاشی که تاکنون در یک حراجی به فروش رفته را بیش از دوبرابر افزایش داد.

 

برای این نقاشی که اخیرا پیدا شده و در اختیار مجموعه‌داران خصوصی بود، پیش از شروع حراجی قیمت حدودی ۱۰۰ میلیون دلاری تخمین زده شده بود اما یک خریدار ناشناس با بیش از چهار برابر ارزش تخمینی این اثر هنری را خرید تا رکورد پیشین گران‌ترین اثر هنری را که با ۱۷۹.۴ میلیون دلار در اختیار نقاشی «زنان الجزایر» از «پابلو پیکاسو» بود را با اختلاف فراوان جا به جا کند.

گران‌ترین اثر نقاشی جهان 

نقاشی «داونیچی» توسط یک خریدار ناشناس و از طریق تلفن و پس از ۲۰ دقیقه رقابت در خانه حراج نیویورک به فروش رفت. دراین حراجی در مجموع ۷۸۵.۹ میلیون دلار اثر هنری فروخته شد که بیش از از، نیمی از آن به نقاشی «داوینچی» اختصاص داشت.

 

قدمت نقاشی «سالواترو موندی» (ناجی جهان) به سال ۱۵۰۰ میلادی بازمی‌گردد و یکی از حدود ۲۰ نقاشی به جای مانده از «داونیچی» نقاشی نامدار رنسانس است.

 

در این نقاشی حضرت مسیح (ع) با لباسی آبی با نوارهای قرمز و در حالی که گوی بلورینی در دست دارد به تصویر کشیده شده است. این اثر نقاشی اولین‌بار به سفارش مجموعه شخصی پادشاه چارلز اول کشیده شد و در سال ۱۹۷۳ چوب حراج خورد اما پس از آن تا سال ۱۹۰۰ ناپدید شد. این نقاشی در سال ۱۹۵۸ در حراجی ساتبی به یک مجموعه‌دار آمریکایی فروخته شد و مجددا در سال ۲۰۰۵ در اختیار کنسرسیوم آثار هنری قرار گرفت و مرمت‌های فراوانی روی آن صورت گرفت.

 

«لئوناردو داوینچی» متولد سال ۱۴۵۲ میلادی در فلورانس ایتالیا بود و در مدت ۶۷  سال از عمر خود، صدها اثر هنری را که مشهورترین آن‌ها تابلوی «مونالیزا» یا «لبخد ژکوند» است، خلق کرد.

 

هرچند بیشتر شهرت «داوینچی» به‌دلیل خلق دو شاهکار نقاشی جهان، یعنی «شام آخر» و «مونالیزا» است اما او علاوه‌ بر تبحر در نقاشی در مجسمه‌سازی، طراحی و مهندسی بناهای تاریخی نیز یک استاد بود.

 

منتشرشده در گوناگون
کلیه حقوق این سایت متعلق به بانوی سبزمی باشد.
طراحی و پیاده سازیوبیگو

Search